درخواست عضویت در گروه ایرنین مدرن ( دختر پسرای ایرونی ) بزرگترین گروه فارسی زبان در یاهو

Subscribe to iranin_modern

Powered by us.groups.yahoo.com

۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

گفته هایی تعمق برانگیز

گفته هایی تعمق برانگیز

http://groups.yahoo.com/group/iranin_modernm

باد می وزد

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . .. .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوست داشتن بهترین شکل مالکیت

و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خوب گوش کردن را یاد بگیریم

گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

www.darhami.com

مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فراموش نکن قطاری که از ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد

ولی راه به جائی نخواهد برد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان

یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

www.darhami.com

مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند ... . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همیشه خواستنی ها داشتنی نیست ، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، که چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

www.darhami.com

آدمی ساخته افکار خویش است ، همان خواهد شد که به آن می اندیشد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار

شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم

به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد

صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

www.darhami.com

کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

www.darhami.com

هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده ، حتی اگه بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت جبران را بده . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همیشه یادمان باشد که زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست

و قدم هایمان باید طوری باشد که حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خیال اینکه زیادی داریم

فروشنده خواهیم بود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛

با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است

پس همیشه امید داشته باش . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس و حقیقت را با واقعیت

Have a Greet Weekend

Have a Greet Weekend

گروه اينترنتي iranin modern

جزیره ای تنها در میان یک دریا

و وقتی یک شاخه کلفت بسویت دراز میشود

ببینم راستی اینم سک سی شده ؟ فیلتر نکن ما رو یه هو ؟

گروه اينترنتي iranin modern

گروه اينترنتي iranin modern | گروه اينترنتي iranin modern

گروه اينترنتي iranin modern

گروه اينترنتي iranin modern

گروه اينترنتي iranin modern


گروه اينترنتي iranin modern

میشد اینجا یک بساط ماهیگیری خفن راه انداخت

گروه اينترنتي iranin modern

وقتی با معشوقه ات در اینجا باشی حتما لحضات بیاد ماندنی خواهد بود

گروه اينترنتي iranin modern

غروب زیبای خورشید دز کنار ساحل یک دریای آرام چقدر میتواند شاعرانه و عاشقانه یاشد

گروه اينترنتي iranin modern

پرواز پرندگان عاشق

من کلی دعای اجابت نشده دازم

گروه اينترنتي iranin modern | http://groups.yahoo.com/group/iranin_modern

خدایا! من کلی دعای مستجاب نشده دارم

چرا همه د عاهایم را مستجاب نمی کنی؟

شاید تقصیر من است که زیاد دعا نمی کنم و آن قدرها که لازم است صدایت نمی زنم. راستش، گاهی شیطان می آید وسط دعاهایم و توی دلم را خالی می کند. آن وقت من نا امید می شوم و می گویم اصلاً این دعا کردن چه فایده ای دارد؟ خدا که جواب مرا نمی دهد

اما وقتی به دعاهای قبلی ام فکر می کنم، می بینم چقدر خوب شد که خیلی هایش را مستجاب نکردی. اصلاً چقدر خوب است که تو همه دعاها را مستجاب نمی کنی

راستی اگر قرار بود تو همه دعاهای آدمهای روی زمین را مستجاب کنی، حتماً دنیا زیر و رو می شد

خدایا، دلم می خواهد شرطی بین خودمان بگذاریم. شرطمان این باشد که من دعا کنم و تو از بین آنها انتخاب کنی، هرکدامشان را که فکر می کنی برایم خوب نیست، بگذاری کنار

آیا شده است که شب و روز دعا کنی و چیزی را با اصرار از خدا بخواهی، اما خدا دعایت را مستجاب نکند، ولی بعد از مدتی به این نتیجه برسی که چقدر خوب شد دعایت مستجاب نشد؟

اگر چنین تجربه ای داری، ماجرای آن دعا و اتفاقهای بعدی را برای خدا بنویس

عرفان نظرآهاری

گروه اينترنتي iranin modern | http://groups.yahoo.com/group/iranin_modern


گروه اينترنتي iranin modern | http://groups.yahoo.com/group/iranin_modern

خدایا! من کلی دعای مستجاب نشده دارم

چرا همه د عاهایم را مستجاب نمی کنی؟

شاید تقصیر من است که زیاد دعا نمی کنم و آن قدرها که لازم است صدایت نمی زنم. راستش، گاهی شیطان می آید وسط دعاهایم و توی دلم را خالی می کند. آن وقت من نا امید می شوم و می گویم اصلاً این دعا کردن چه فایده ای دارد؟ خدا که جواب مرا نمی دهد

اما وقتی به دعاهای قبلی ام فکر می کنم، می بینم چقدر خوب شد که خیلی هایش را مستجاب نکردی. اصلاً چقدر خوب است که تو همه دعاها را مستجاب نمی کنی

راستی اگر قرار بود تو همه دعاهای آدمهای روی زمین را مستجاب کنی، حتماً دنیا زیر و رو می شد

خدایا، دلم می خواهد شرطی بین خودمان بگذاریم. شرطمان این باشد که من دعا کنم و تو از بین آنها انتخاب کنی، هرکدامشان را که فکر می کنی برایم خوب نیست، بگذاری کنار

آیا شده است که شب و روز دعا کنی و چیزی را با اصرار از خدا بخواهی، اما خدا دعایت را مستجاب نکند، ولی بعد از مدتی به این نتیجه برسی که چقدر خوب شد دعایت مستجاب نشد؟

اگر چنین تجربه ای داری، ماجرای آن دعا و اتفاقهای بعدی را برای خدا بنویس


گروه اينترنتي iranin modern | http://groups.yahoo.com/group/iranin_modern


وقتی یه دختر پسر یا پسر با دختر دوست میشن ( کاریکاتور )

رهایم مکن

Ne me quitte pas

Ne me quitte pas
Il faut oublier
Tout peut s'oublier
Qui s'enfuit déjà
Oublier le temps
Des malentendus
Et le temps perdu
A savoir comment
Oublier ces heures
Qui tuaient parfois
A coups de pourquoi
Le cœur du bonheur
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas

Moi je t'offrirai
Des perles de pluie
Venues de pays
Où il ne pleut pas
Je creuserai la terre
Jusqu'après ma mort
Pour couvrir ton corps
D'or et de lumière
Je ferai un domaine
Où l'amour sera roi
Où l'amour sera loi
Où tu seras reine
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas

Ne me quitte pas
Je t'inventerai
Des mots insensés
Que tu comprendras
Je te parlerai
De ces amants-là
Qui ont vu deux fois
Leurs cœurs s'embraser
Je te raconterai
L'histoire de ce roi
Mort de n'avoir pas
Pu te rencontrer
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas

On a vu souvent
Rejaillir le feu
D'un ancien volcan
Qu'on croyait trop vieux
Il est paraît-il
Des terres brûlées
Donnant plus de blé
Qu'un meilleur avril
Et quand vient le soir
Pour qu'un ciel flamboie
Le rouge et le noir
Ne s'épousent-ils pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas

Ne me quitte pas
Je ne vais plus pleurer
Je ne vais plus parler
Je me cacherai là
A te regarder
Danser et sourire
Et à t'écouter
Chanter et puis rire
Laisse-moi devenir
L'ombre de ton ombre
L'ombre de ta main
L'ombre de ton chien
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas
Ne me quitte pas.

Ne me quitte pas
Jacques Brel
1959

------------------------------------------------------------

http://groups.yahoo.com/group/iranin_modern/join/


رها-ام مکن

!

رهايم مکن

!
بايد فراموش‌كرد
همه‌ي آن‌چه فراموش‌شدني ست
و همه‌ي آن‌چه تاكنون از دست‌مان گريخته است
بايد فراموش‌كرد زمانِ كج‌فهمي‌ها را
و زمانِ از دست رفته را
يعني كه بايد
فراموش كرد اين ساعت‌ها را
كه گاه زخم مي‌زنند
با ضربه‌هاي چرا
به قلب سعادت ما

رهايم مکن

!
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!

http://groups.yahoo.com/group/iranin_modern/join/

من، به تو هديه مي‌كنم
مرواريدهايِ‌ باران را
كز سرزميني آمده است
كه در آن باران نمي‌بارد
من مي‌كاوم زمين را
لحظاتي پس از مرگ‌ام
تا بپوشانم اندامت را
با قطعه‌هايي از طلا و نور
من سرزميني را مي‌سازم
كه در آن عشق فرمانرواست
كه در آن عشق حكمرواست
كه در آن تو ملكه‌اش باشي
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!

رهايم مکن

!

http://groups.yahoo.com/group/iranin_modern/join/


من، برايت واژگاني سودايي
مي‌آفرينم
تا تنها تو آنها را درك كني
من، با تو سخن مي‌گويم
با واژگاني دلداده
كه دوبار افروختگي قلب‌هايشان
را ديده‌اند
من، برايت بازمي‌گويم
داستانِ آن شاهي را
كز نديدن‌ات
جان سپرد.
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!

بارها ديده‌ايم
فورانِ‌ آتش را
از آتشفشاني پير
و ما نيز انگاشتيم كه پير شده‌ايم.
و باز آشكار شد
زمين‌هاي سوخته
كه گندم بسيار مي‌دادند
چون ماهي پربار
و هنگامي كه شب درمي‌رسد
سرخي و سياهي
با يكديگر نمي‌مانند
چرا كه آسمان مي‌درخشد
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!

رهايم مکن

!

http://groups.yahoo.com/group/iranin_modern/join/


ديگر نمي‌گريم
ديگر نمي‌گويم
تنها پنهان مي‌شوم
تا تو را ببينم
كه مي رقصي و مي خندي
تا به تو گوش فرادهم
كه مي خواني و مي خندي
بگذار تا
سايه‌ي سايه‌ات شوم
تا سايه‌ي دستت شوم
يا نه حتي بگذار تا سايه‌ي سگت شوم
اما، اما رهايم مکن

!
رهايم مکن

!
رهايم مکن

!

رهايم مکن

!

گروه اينترنتي iranin modern | http://groups.yahoo.com/group/iranin_modern/join/

رهايم مکن

ژاک برل

1959

هرگز خودت را فراموش نکن ( درسهایی از شیوانا)

به شيوانا خبر دادند که يکي از شاگردان قديمي اش در شهري دور از طريق معرفت دور شده و راه ولگردي را پيشه کرده است. شيوانا چندين هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قديمي رسيد. بدون اينکه استراحتي کند مستقيماً سراغ او را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در يک محل نامناسب يافت.

مقابلش ايستاد؛ سري تکان داد و از او پرسيد: تو اينجا چه ميکني دوست قديمي؟ !!

شاگرد لبخند تلخي زد و شانه هايش را بالا انداخت و گفت: من لياقت درسهاي شما را نداشتم استاد! حق من خيلي بدتر از اينهاست! شما اين همه راه آمده ايد تا به من چه بگوييد؟

شيوانا تبسمي کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو ميدانم. آمده ام تا درس امروزت را بدهم و بروم.

شاگردِ مأيوس و نااميد، نگاهش را به چشمان شيوانا دوخت و پرسيد: يعني اين همه راه را به خاطر من آمده ايد؟ !!

شيوانا با اطمينان گفت: البته! لياقت تو خيلي بيشتر از اينهاست .

درس امروز اين است:

ه
رگز با خودت قهر مکن.

هرگز مگذار ديگران وادارت کنند با خودت قهر کني.

و هرگز اجازه مده ديگران وادارت کنند خودت، خودت را محکوم کني.

به محض اينکه خودت با خودت قهر کني ديگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بي اعتنا ميشوي و هر نوع بيحرمتي به جسم و روح خودت را ميپذيري.

هميشه با خودت آشتي باش و هميشه براي جبران خطاها به خودت فرصت بده.

تکرار ميکنم: خودت آخرين نفري باش که در اين دنيا با خودت قهر ميکني ...


درس امروز من همين است.

شيوانا پيشاني شاگردش را بوسيد و بلافاصله بدون اينکه استراحتي کند به سمت دهکدهاش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قديمياش وارد مدرسه شده و سراغش را ميگيرد. شيوانا به استقبالش رفت و او را ديد که سالم و سرحال در لباسي تميز و مرتب مقابلش ايستاده است.

شيوانا تبسمي کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت: اکنون که با خودت آشتي کرده اي ياد بگير که از خودت طرفداري کني.

به هيچکس اجازه نده تو را با يادآوري گذشته ات وادار به سرافکندگي کند.

هميشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن.

هرگز مگذار ديگران وادارت سازند، دفاع از خودت را فراموش کني و به تو توهين کنند.

خودت اولين نفري باش که در اين دنيا از حيثيت خودت دفاع ميکني.


درس امروزت همين است!

گرچه گذر زمان فرصت عشق ورزيدن را دريغ نميکند؛ اما مرگ را استثنايي نيست

برنده و بازنده




برنده و بازنده






سیدنی

.



جی . هریس
نویسنده ای سرشناس و واقع
گراست كه رموز برنده شدن را
در میدان زندگی می شناسد و
برای موفقیت در آن ، راه هاي
ساده اي پیشنهاد میكند . اگر
برنده بودن را به عنوان هدف
زندگی خود انتخاب كرده ایم و
تا كنون فرصت مطالعه كتاب "
برنده و بازنده " اين نويسنده
را نداشته ايد ، خلاصه این
کتاب می تواند راهنمای خوبی
برای شما باشد .































































































































































































































































ویژگیهای برنده







ویژگیهای بازنده





برنده متعهد
میشود
.





بازنده وعده



میدهد
.






وقتی برنده ای
مرتكب اشتباه
میشود ، میگوید :
اشتباه كردم.










وقتی بازنده ای
مرتكب اشتباه
میشود ، میگوید :
تقصیر من نبود.




برنده بیش از
بازنده




كار انجام میدهد
، و در انتها باز
هم وقت دارد.




بازنده همیشه
آنقدر گرفتار است
كه



نمیتواند به
كارهای ضروری
بپردازد
.




برنده به بررسی
دقیق یك مشكل می




پردازد.










بازنده از كنار
مشكل گذشته ، و
آن را حل نشده
رها میكند
.










برنده




میگوید: بیا برای
مشكل راه حلی
پیدا كنیم
.









بازنده میگوید :
هیچ كس راه حلی
را



نمیداند
.










برنده می داند به
خاطر چه چیزی
پیكار میكند و بر
سر چه چیزی توافق



و سازش نماید
.





بازنده آن جا كه
نباید ، سازش
میكند، و به خاطر
چیزی كه ارزش



ندارد ، مبارزه
میكند
.




برنده با جبران
اشتباهش ، تاسف و
پشیمانی خود را
نشان



میدهد
.




بازنده می گوید :
«متاسفم» ، اما
در آینده اشتباه
خود را تكرار



میكند
.




برنده مورد تحسین
واقع شدن را به
دوست داشته شدن
ترجیح میدهد ، هر
چند




كه هر دو حالت را
مد نظر دارد
.




بازنده دوست
داشتنی بودن را ،
به مورد تحسین
واقع شدن ترجیح
میدهد ، حتی اگر
بهای




آن خفت و خواری
باشد.




برنده گوش می




دهد.




بازنده فقط منتظر
رسیدن نوبت خود ،
برای حرف زدن.




برنده از میانه



روی و نرمش خود
احساس قدرت میكند
.




بازنده هرگز
میانه رو و معتدل
نیست گاهی از



موضع ضعف ، و
گاهی همچون
ستمگران فرودست
رفتار میكند
.




برنده میگوید ،
باید راه




بهتری هم وجود
داشته باشد.










بازنده میگوید ،
تا بوده همین
بوده و تا هست
همین



است
.




برنده به افراد
برتر از خود ،
احترام میگذارد،
و سعی میكند تا
از آنان



چیزی بیاموزد
.




بازنده از افراد
برتر از خود ،
خشم و نفرت داشته
و در پی یافتن



نقاط ضعف آنان
است
.




برنده گامهای
متعادلی بر
میدارد.





بازنده دو نوع
سرعت



دارد ، یا خیلی
تند و یا خیلی
كند
.




برنده میداند كه



گاهی اوقات ،
پیروزی به بهای
بسیار گرانی بدست
می آید
.




بازنده بسیار
مشتاق برنده



شدن است، در جایی
كه نه قادر به
برنده شدن و نه
حفظ آن است
.




برنده ارزیابی




درستی از
تواناییهای خود
داشته ، و
ه;انی های خود
، آگاه



است
.





بازنده از
توانایی ها و
ناتوانی های
واقعی خود بی
خبراست
.









برنده



مشكلی بزرگ را
انتخاب می كند ،
و آن را به اجزای
كوچكتر تفكیك
میكند ، تا حل آن
آسان




گردد
.




بازنده مشكلات
كوچك را آنچنان
به هم می آمیزد،
كه دیگر قابل حل
شدن




نیستند
.





برنده می داند كه
اگر به مردم فرصت
داده شود ،
مهربان خواهند



بود
.





بازنده احساس
میكند كه اگر به
مردم فرصت داده
شود ، نامهربان
خواهند

شد
.





ly: Tahoma; font-size: 14pt;" dir="ltr" lang="FA">

برنده تمركز حواس
دارد
.




بازنده پریشان
حواس است.




برنده از




اشتباهات خود درس
میگیرد
.




بازنده از ترس
مرتكب شدن اشتباه
، یادگرفته كه
اقدام به




هیچ كاری نكند
.




برنده میكوشد تا
مردم را هرگز
نیازارد ، مگر در
مواقع نادری كه




این دل آزاری در
راستای یك هدف
بزرگ باشد
.




بازنده نمیخواهد
به عمد دیگران را




آزار دهد، اما
ناخودآگاه همیشه
این كار را
میكند.





برنده ثروت
اندوزی را



وسیله ای برای
لذت بردن از
زندگی می داند
.









بازنده مال
اندوزی را هدف
خود قرار




میدهد ،‌
بنابراین گذشته
از میزان انباشت
ثروت، هیچگاه
نمیتواند خود را
برنده محسوب



كند ، و هرگز
برنده نمیشود.





برنده ترجیح



می دهد كه ، خود
را مسئول شكست
هایش بداند ، و
نه دیگران را ولی
وقت زیادی را صرف
عیب



جویی نمیكند.




بازنده شكستهای
خود را ناشی از،
تبعیض یا سیاست
می داند
.









برنده معتقد است
، ما باكارهای
درست و اشتباه
خود ، سرنوشت
خویش را تعیین
میكنیم
.





بازنده به قضا و
قدر اعتقاد دارد.








برنده در چنین
موقعیتی احساس
میكند كه اعتبار
خود را برای
آینده تقویت می
نماید.





بازنده از این كه



بیش از آنچه می
گیرد، بدهد،
احساس میكند
بازنده است.





برنده در هر
شرایطی كه قرار
بگیرد ، آرامش و
تعادل خود را حفظ



میكند.





بازنده اگر از



دیگران عقب به
ماند، تندخو و
خشن میشود ، و
اگر جلوتر از
دیگران باشد ، بی
احتیاطی



میكند.




برنده میداند كه
نارسایی های او
جزیی از شخصیت
وجودی اوست ، در
حالی كه می




كوشد تا آثار
ناگوار این نقایص
را به زداید هرگز
تاثیر آنها را
انكار



نمیكند
.





بازنده از این كه
خود و یا دیگران
به نقایص وی
آگاهی یابند ،
هراسان



است
.





برنده در چنین
شرایطی آزادانه ،
رنجش و آزردگی
خود را بیان
نموده ، تخلیه ی



احساسی میكند ،
سپس مساله را به
فراموشی می سپارد
.





بازنده هنگامی كه
از دیگران
بدرفتاری میبیند
، خشم و ناخشنودی
خویش را



به زبان نمی آورد
و زجر می كشد، و
با انتقام گرفتن
از خود ، شرایط
بدتری را پدید می




آورد
.




برنده میداند كه
كدام




تصمیم ها را به
طور مستقل بگیرد
، و كدام یك را
پس از مشورت با
دیگران بازنده



نسبت به برندگان
حسادت كرده ، و
دیگر بازندگان را
حقیر میشمارد


.




بازنده به
«استقلال» خود می



بالد ، در حالیكه
به واقع در حال
خونسردی است. و
به كار گروهی»
خود می بالد ، در




صو%09 دنباله روی است ،
و اراده ای از
خود ندارد.




برنده می داند كه
هر قاعده ای در
هر كتابی را می
توان نادیده
انگاشت جز




یكی، « همانی كه
هستی و میخواستی
، باش » ، تنها
برگ برنده ، در
دنیا همین



است.





بازنده فكر میكند
كه برای بازنده
شدن و برنده شدن
قوانینی وجود



دارد.





برنده روی پای
خود می ایستد و
از اینكه



دیگران، به وی
تكیه كنند ،
احساس تحمیل شدن
نمی كند.





بازنده به كسانی
كه از خودش قوی
ترند ، تكیه
میكند و عقده های
خود را بر



سر افراد ضعیفتر
از خویش خالی
میكند.





برنده نسبت به
فضای اطراف خود
حساس



است.





بازنده فقط نسبت
به احساسات خود
حساس است.




برنده در وجود یك
آدم بد ، خوبی ها
را می جوید و روی
همین قسمت كار




میكند.




بازنده در وجود
یك انسان خوب،
بدی ها را می
جوید. از این رو
، به سختی




میتواند با
دیگران همكاری
كند.




برنده در عین حال
كه تعصبات خود را
میپذیرد ،




تلاش میكند كه در
هنگام قضاوت كردن
بر این تعصبات
غلبه كند.




بازنده منكر وجود




هرگونه تعصب در
خود است ، و
بنابراین در
سراسر عمر ، اسیر
تعصبات خویش
خواهد



بود.





برنده هراسی
ندارد از اینكه
دریك موقعیت ضد و
نقیض قرار گیرد ،
زیرا درافكارش
خللی وارد نمی
شود.




بازنده سازگار
شدن با موقعیتهای
ضد و نقیض را به
كارشایسته ترجیح
میدهد.




برنده بازی
سرنوشت ، و این
حقیقت كه شایستگی
ها را همواره



پاداشی نیست، بی
آنكه دیدگاهی
بدبینانه داشته
باشد، درك میكند.




بازنده بی آنكه



بازی های سرنوشت
را درك نماید ،
بدگمان است.




برنده میداند كه
چگونه میتوان



جدی بود ، بی آن
كه خشك و رسمی
باشد.




بازنده غالبا خشك
و رسمی است زیرا
، فاقد



توانایی جدی بودن
است.




برنده آنچه را كه
ضرورت دارد ، با
متانت لازم انجام
می



دهد ، و توان خود
را برای راه حل
هایی ذخیره می
كند كه ، در آنها
از حق انتخاب




برخوردار است.




بازنده آنچه را
كه ضرورت دارد ،
با حالتی اعتراض
آمیز انجام می
دهد،




و هیچ توان و
نیرویی را برای
گرفتن تصمیمات
اخلاقی مهم باقی
نمی



گذارد.




برنده ارزش های اخلاقی را ، به عنوان تنها منبع قدرت حقیقی م"9 windowtext
windowtext; padding: 0cm 5.4pt; background-color: transparent; width:
265pt;" valign="top" width="353">




شناسد.









بازنده چون در
باطن ، برای
ارزشهای اخلاقی
احترام اندكی
قایل است ، بیش
از



ظرفیت خویش در
جهت كسب منابع
قدرت بیرونی تلاش
میكند.




برنده سعی میكند
كه




رفتارهای خود را
براساس نتایج
منطقی آنها قضاوت
كند ، و رفتارهای
دیگران را ،
براساس



قصد و نیت آنها
ارزیابی كند.




بازنده رفتارهای
خود را براساس
قصد و نیت خویش و




رفتارهای دیگران
را براساس نتایج
آنها ارزیابی
میكند.








برنده دیگران را
نكوهش




می كند ولی آنها
را می بخشد.









بازنده چنان بزدل
است كه قادر به
نكوهش دیگران
نیست ،



و چنان حقیر است
كه قادر به
بخشیدن دیگران هم
، نیست.





برنده پس از بیان
نكته ی اصلی مورد
نظرش ، لب از سخن
فرو می



بندد.





بازنده آنقدر به
صحبت ادامه می
دهد ، كه نكته ی
اصلی را فراموش



میكند.





برنده هر امتیازی
را كه بتواند
بدهد ، می دهد جز
این كه اصول
بنیادی



خود را فدا كند
.









بازنده به خاطر
هراس از دادن
امتیاز به لجاجت
خود ادامه می دهد
،




و این در حالی
است كه اصول
بنیادی اش رفته
رفته از بین می
رود
.





برنده



ضعفهای خود را به
خدمت توانایی
هایش می گیرد.









بازنده توانایی
های خود را هدر



میدهد ، زیرا كه
آنها را در خدمت
ضعفهای خود به
كار می گیرد
.




برنده در برابر




افراد سودمند و
ناتوان، یكسان
عمل میكند.




بازنده به تملق
قدرتمندان
پرداخته و



ضعفا را تحقیر
میكند
.




برنده میخواهد
مورد احترام
دیگران باشد ،
اما ذهنش را




درگیر آن نمیكند
.









بازنده برای
رسیدن به این هدف
، دست به هر كاری
میزند ، اما



سرانجام ، با
شكست روبه رو می
شود و به هدف اش
نمی رسد.





برنده حتی زمانی
كه



دیگران وی را به
عنوان یك خبره می
شناسند، می داند
كه ، هنوز خیلی
چیزها را




نمیداند.




بازنده میخواهد
كه دیگران او را
یك خبره بدانند ،
و این نكته كه :
« بسیار



كم می داند » را
، هنوز نیاموخته
است.




برنده گشاده روست
، زیرا كه
میتواند بی آنكه
خود را تحقیر كند
، بر خطاهای خویش
بخندد.









بازنده چون حتی
در خلوت خویش ،
خود




را پست و حقیر می
شمارد ، در حضور
دیگران نیز قادر
به خندیدن بر
خطاهای خود



نیست.





برنده نسبت به
ضعفهای دیگران ،
غمخواری میكند ،
زیرا ضعفهای خود
را درك



نموده و آنها را
پذیرفته است
.









بازنده دیگران را
به دلیل
ضعفهایشان خوار و
خفیف می




شمارد ، زیرا
وجود ضعف در درون
خود را ، انكار
نموده و پنهان
میكند
.





برنده هر



كاری كه از دست
اش بر آید انجام
میدهد ، و اگر
سرانجام شكست
خورد ، به معجزه
امید می



بندد
.




بازنده بدون آنكه
كوچكترین تلاشی
كند ، به انتظار
معجزه می



نشیند
.




برنده تا دم مرگ
بیشتر از آنچه كه
از دیگران میگیرد
، می




دهد
.




بازنده تا پای
جان از این توهم
دست بر نمیدارد
كه، « پیروزی »
یعنی بیش از




آنچه كه می دهی ،
بستانی
.




برنده هنگامی كه
می بیند راهی را
كه در پیش گرفته




است ، با مسیر
زندگانی او
سازگار نیست ،
هراس از ترك كردن
آن ، ندارد
.




بازنده « نیمه




ی راهی » را در
پیش گرفته و به
آن ، ادامه می
دهد ، و اهمیتی
نمیدهد كه به كجا
منتهی



می شود.