درخواست عضویت در گروه ایرنین مدرن ( دختر پسرای ایرونی ) بزرگترین گروه فارسی زبان در یاهو

Subscribe to iranin_modern

Powered by us.groups.yahoo.com

‏نمایش پست‌ها با برچسب گفته هایی تعمق برانگیز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گفته هایی تعمق برانگیز. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

امیر فرشاد ابراهیمی ، شاهد دروغین دادگاه حریری کیست ؟

اواخر فروردین 79 ،. درست آن زمان که دادگاه متهمان حمله به کوی دانشگاه در جریان بود و شیرین عبادی هم که به عنوان وکیل خانواده تنها مقتول دانشگاه ، عزت ابراهیم نژاد را بر عهده داشت . جوانی که پس از هفت ماه ، تازه از زندان آزاد شده بود ، به دفتر وکالت شیرین عبادی مراجعه و خود را از اعضای انصار حزب الله معرفی می کند . شیرین عبادی از امیر فرشاد ابراهیمی سوال می کند : آیا حاضر است برای روشن شدن حقایق ، مطالب را نزد مقامات ذیصلاح عنوان کند ؟
ابراهیمی می گوید : اساسا علت مراجعه من همین است .
آنگاه شیرین عبادی . در حضور ابراهیمی ها ، پدر و پسر ، با دکتر محسن رهامی دیگر وکیل دانشجویان مضروب دانشگاه تماس می گیرد . زیرا این موضوع می توانست به او کمک کند تا مدارک تازه ای علیه متهمان به دست آورد. دو روز بعد در دفتر رهامی امیر فرشاد روبروی دوربین « رهامی و عبادی » می نشیند . و به این ترتیب ماجرای دروغین « نوار سازان » کلید می خورد. و ساعاتی بعد ، شب هنگام ، شیرین عبادی راه وزارت کشور را در پیش می گیرد و نوار ضبط شده را در اختیار مصطفی تاج زاده معاون سیاسی و امنیتی وزارت کشور قرار می دهد.

و اما نوار ، اینطور شروع می شود :
« به نام خدا ، امیر فرشاد ابراهیمی هستم ، لیسانسیه کارگردانی سینما از دانشگاه هنر و دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد . در تاریخ 27 مرداد 78 ، توسط نیروی انتظامی جلب شدم . به مدت 7 ماه در زندان های مختلف بازداشت موقت بودم . در بازداشتگاه توحید ، زندان اوین ، زندان قصر و بازداشتگاه 110 ، بعد از آن در 27 اسفند آزاد شدم . » و در ادامه می افزاید : « از سال 67 همکاری ام را ابتدا با بسیج و بعد از آن با گروهی که در آن موقع به نام گروه فرهنگی مذهبی انصار حزب الله بود شروع کردم . در نشریه سوره نوجوان خبرنگار بودم . مسئول صفحه ادبیات کودک و نوجوان بودم . مدیر مسئول در آن موقع شهید آوینی بود . یادم می آید در همان تاریخ سال 72 – 71 شهید آوینی به من گفت که از نشریه سوره نوجوان به نشریه سوره بروم . نشریه سوره رفتم . در آنجا بودم تا سوره تعطیل شد و بعد از آن به در خواست آقای آوینی ( سالهای اولی بود که سینما می خواندم ) به موسسه روایت فتح رفتم . در آنجا به عنوان ادیتور کار می کردم . نه به طور رسمی بلکه با رابطه دوستی که با آقای آوینی داشتم . طرحی بود به اسم جستجوگران نور . می رفتم از شهدایی که در مناطق عملیاتی مانده بودند فیلمبرداری می کردیم در همان زمان بود که گروهی که از تهران آمده بودند کار جستجوی شهدا را انجام می دادند . آقای آوینی آنها را به من معرفی کرد ( بهار سال 71 بود ) گفت ایشان آقای ده نمکی هستند ، دیگری آقای الله کرم هستند و بقیه دوستان آقای سازور و ... همه حضور داشتند . البته قبلا یک آشنایی دوری نسبت به کار آنها داشتم.
ده نمکی پس از دیدن اظهارات ابراهیمی می گوید : « ایشان حالا 24 ساله است . در سال 70 ایشان چند ساله بوده است ؟ 14 و یا 15 سال بیشتر نداشته ، با این سن و سال ، حرف های کنده تر از خودش می زند . نام بردن از شهید آوینی و معرفی دیگران فقط برای آن است که یک همسویی بین شهید آوینی با بعضی ها و این جریان ایجاد کند. من هیچگاه در کار تفحص شهدا نبودم که شهید آوینی را دیده باشم . حضور الله کرم هم در جریان حزب الله به سال های 72 و 73 بر می گردد نه به سال 70 که ابراهیمی بحث تفحص شهدا را مطرح می کند . »
و در ادامه برای یافتن رد پای امیر فرشاد ابراهیمی در نشریه سوره نوجوان ، خبرنگار یکی از نشریات به بعضی شماره های این نشریه مراجعه می کند و در شماره ای که به مناسبت یکمین سالگرد سوره نوجوان تمام اعضای تحریریه و حتی کارکنان ( از حروفچین گرفته تا سردبیر ) معرفی شده اند ، نامی از ابراهیمی پیدا نمی کند .
باری ابراهیمی در ادامه همان نوار می افزاید : « در زمانی که آقای اشعری معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد بودند انصار حزب الله راه افتاده بود . بنده به عنوان منشی در جلسات آنها شرکت می کردم ... آقای اشعری چیزی حول و حوش 30 هزار دلار به نشریه یالثارات کمک کرده بودند . »
محتشم ، دبیر انصار حزب الله در پاسخ ابراهیمی می گوید : « یادم هست یک جمع شش نفری رفتیم پیش آقای اشعری و در خواست کمک کردیم و گفتیم ما این نشریه را به قیمت یک تومان و دو تومان می فروشیم ، اینجا بچه ها از جیب شان پول می گذارند . چون در آن موقع نشریه حزب اللهی نداشتیم ایشان با ما قراردادی امضا کرد که برای کتابخانه ها بفرستید. قراردادی نوشتیم و بر اساس آن 200 هزار تومان در حضور شش نفر از اعضای مرکزی در اختیار ما گذاشتند . اسناد آن هم در وزارت ارشاد موجود است . هیچ دلاری هم مطرح نبوده . » با این حال امیر فرشاد در ادامه می افزاید : « الله کرم به من گفت تو که کار مطبوعاتی می کنی بیا در نشریه ما ، که این نشریه از همان زمان نامش « یالثارات الحسین » ( ع ) بود . چون ما می خواهیم یک کار مطبوعاتی داشته باشیم . این طوری بود که پای من به جلسات آنها باز شد... جلسات ما هر هفته یکشنبه ها بعد از ظهر بود . هر هفته می رفتیم ، خبرها را می آوردند ، ادیت می کردیم و به عنوان یک ویژه نامه چاپ می شد .»
محتشم باز می گوید :« اینکه می گوید خبرها را به من تحویل می دادند ادیت می کردم . من حتا یک بار ایشان را رویت نکرده ام . اولین بار چهره او را در همین نوار ویدیویی دیدم . یک بار هم عکسی از ایشان در دادگاه ضاربان نوری و مهاجرانی به همراه ...ایشان می گوید ، ادیت می کردم و به صورت ویژه نامه چاپ می کردیم . نه ایشان ادیت می کرد . نه در جلسه بود و نه اینکه ما ویژه نامه چاپ می کردیم . اولین ویژه نامه ای که ما چاپ کردیم ، مقارن انتخابات مجلس پنجم بود و قبل از آن ما ویژه نامه ای نداشتیم ، یک شماره صفر داشتیم و بقیه را نیز به صورت منظم چاپ کرده ایم . »
امیر فرشاد ابراهیمی درس خوانده در مکتب سینمای ما ، در ادامه فیلم خود ، به سراغ علما و روحانیت هم می رود تا نقشی هم بر آنان داده باشد و لذا می فرماید: « در جمع 17 نفره ای که به عنوان اتحادیه دانشجویی کار می کردیم ، سه چهار نفر دانشجو بودند . بقیه غیر دانشجو بودند . اولین کارمان این بود که پیش علما می رفتیم . مثلا یک جمعه دفتر آقای مصباح می رفتیم . دفتر آقای یزدی می رفتتیم ... آقای مصباح قضیه ابولولو را مطرح کرد که پیش حضرت علی می رود و می گوید که خلیفه وقت دارد به اسلام خیانت می کند و من می خواهم او را بکشم . شما به عنوان ولایت اجازه می دهید ؟ حضرت علی به او نگاه می کند و می گوید تو به وظیفه ات عمل کن من به تو چیزی نمی گویم . ابولولو خلیفه را می کشد و ... حضرت علی او را به کاشان می فرستد و همیشه هم از عطایای ولایت بهره مند بوده است ... خیلی از علمای دیگر هم بودند . آیت الله نوری همدانی بود . دو سه ماهی کار ما همین بود . جمعه ها و پنجشنبه ها می رفتیم قم در محضر علما که ما را هدایت کنند.»
در واکنش به این فیلم درام و تاریخی جناب ابراهیمی . آقای جلالی رئیس دفتر آقای مصباح می گوید : در تاریخ های یاد شده در نوار ، حاج آقا اصلا سخنرانی نداشته و یا مسافرت بوده . یعنی در بایگانی و در سمعی و بصری ما در آن روز و آن لحظه چنین سخنرانی هایی موجود نیست ، بنابر این این موضوع تصنعی و ساختگی است .»
و در ادامه رئیس دفتر آیت الله نوری همدانی ، آقای غلامی طرف گفتگو قرار می گیرد و می گوید : اصلا در سال های 74 ، 75 ، 76 که حضرت آیت الله هیچ ملاقاتی نداشته و پیش از آن هم کذب محض است . سال 72 که اصلا آن موقع آقای نوری اینجا ( قم ) نبودند که این جور ملاقات ها و تشکیلات باشد ... بنده ده سال است در این تشکیلاتم ، دیروز که نیامده ام ، از سال 70 در دفتر آقا هستم . یعنی هر کسی که آمده اینجا من کنترل کردم . مثلا تحکیم وحدتی آمدند اینجا . خوب ، خود بنده بودم که راه ندادم . نوار ابراهیمی را گرفتم آوردم از اول تا آخرش را گوش کردم . هیچ واقعیت ندارد . این ها همه برای آن است که وجهه روحانیت را خراب کنند.»


امیرفرشاد اما همچنان فیلم خود را به پیش می برد و نمایش خود را این چنین ادامه می دهد : « بحث اتحادیه دانشجویان راه افتاد . بعضی از هزینه ها را همان موقع ، مثلا آقای عسگر اولادی چند فقره حول و حوش 5 – 6 میلیون تومان کمک کرد . آقای بادامچیان به ما پول داد . یک مطلبی که رایج بود این بود که آقای الله کرم که از آقای جنتی پول می گرفتند می گفتند ... یک فقره را هم خودم از آقای جنتی به این عنوان پول گرفتم . »
با دفتر آیت الله جنتی در شورای نگهبان تماس گرفته می شود . آقای خدایاری از قول آیت الله جنتی پاسخ مکتوبی به این شرح می دهد : « اظهارات او کلا دروغ است . من نه او را می شناسم ، نه اسمش را شنیده بودم ، نه در هیچ مورد پولی به کسی داده ام . خود او هم در دادگاه کذب اظهارات را اعلام کرده که نوارش موجود است . » جمعیت موتلفه هم ( عسگر اولادی ) طی یادداشتی در هفته نامه شما ، تحت عنوان « آی نوار » محتویات نوار ابراهیمی را کلا دروغ و برخواسته از تخیلات یک ذهن بیمار می خواند .»
فیلم باز هم ادامه دارد و باز جناب فرشاد می فرماید : « یادم می آید که همان موقع هم آقای سعید امامی با موبایلش تماس گرفت و گفت که من شما را به آقای شریعتمداری ( مدیر مسئول کیهان ) معرفی می کنم تا با ایشان هم کار کنید . پرسید که نشریه تان را کجا چاپ می کنید . که من گفتم یک نشریه شلمچه است که بنیاد رسالت برایمان چاپ می کند . گفت : کیهان هم کمکتان می کند . زنگ زد به آقای شریعتمداری گفت : آقای الله کرم اینها و آقای گودرزی می آیند پیش شما ، کمکشان کنید . ویژه نامه ای که همان موقع دادگاه هم چاپش را ممنوع کرده بود ، در تیراژ میلیونی موسسه کیهان برایمان چاپ کرد . که مروری بود بر زندگی آقای خاتمی .»
آقای شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در پاسخ می گوید: « نکته ای که در باره تلفن سعید امامی به من گفته شده کذب محض است زیرا اولا من آقای الله کرم را از دوره جنگ می شناسم ، به جای اینکه سعید امامی بگوید فلان کار را بکن ، خود الله کرم می توانست بگوید . وانگهی اگر منظورش نشریه یالثارات است این نشریه از مدت ها قبل در موسسه کیهان چاپ می شود . یعنی به اصطلاح از نوع فروش خدمات ماست.ما کار چاپی می کنیم و بسیاری از نشریات ، مجلات و روزنامه های کشور در چاپخانه کیهان چاپ می شود. هر یک از آنها هم برای خود پرونده مشخصی دارند و روال عادی خود را طی می کنند .چیزی که از قبل در موسسه کیهان چاپ می شده ، چه نیازی به آن است که کسی در باره آن سفارش کند. اما نکته مهم این است که به یقین اگر شخص آقای سعید امامی در مورد چاپ نشریه ای به بنده تلفن می زد، من در آن کار تردید می کردم.دلیلش این است که از مدت ها قبل در مورد بعضی از کارهای که در حوزه مسئولیت ایشان اتفاق می افتاد ، البته نه در مورد شخص ایشان ، بلکه در حوزه مسئولیت ایشان ، بنده تردید داشتم و این تردید های جدی را هم به صورت کاملا مستندی به مراجع ارائه کرده بودم.»
در باره نشریه شلمچه که ابراهیمی در پاسخ سعید امامی می گوید یکی نشریه شلمچه است که بنیاد رسالت چاپ می کند و سعید امامی گفته است که کیهان هم کمک تان کند ، آقای مسعود ده نمکی چنین توضیح می دهد : « حالا اگر قرار باشد که نشریه شلمچه توسط سعید امامی ( در کیهان ) چاپ شود ، چرا خود من در آن جلسه نباشم و آقای فرشاد ابراهیمی با سعید امامی جلسه بگذارد که نشریه شلمچه در کیهان چاپ شود ؟ کیهان هیچ وقت نشریه را چاپ نکرده بود ... امیر فرشاد ابراهیمی با توجه به سنش و جایگاهش حتی عنصر دهم و بیستم هم در جریان حزب اللهی به حساب نمی آید که بخواهند او را در جلسات راه بدهند ... او پنج درصد حقیقت را با 95 درصد دروغ می آمیزد تا در باره مطالبی که عنوان می شود ایجاد شبهه کند.»
آنچه آمد تنها بخش کوچکی از فیلمنامه ای بود که آن را شیرین عبادی نوشته ، محسن رهامی کارگردانی و امیر فرشاد ابراهیمی بازی کرده بود و جالب اینجاست که بدانید همین فرشاد ابراهیمی قرار است در روز های آتی به عنوان شاهد در دادگاه حریری حاضر و بر علیه جمهوری اسلامی ایران شهادت بدهد . به گونه ای که ابراهیمی همه ما را به یاد آن دزدی خواهد انداخت که از تخم مرغ دزدی به شتر دزدی رسیده است و اکنون به جای دروغ پردازی در باره نیرو های داخلی و انصار حزب الله ، در یک دادگاه بین المللی ، به عنوان شاهد ، با دم شیری چون ایران و حزب الله لبنان بازی خواهد کرد .
اما آنچه مسلمه این است که آمریکا سعی خواهد کرد ، دادگاه حریری را چون شمشیر دامکلوس بر بالای سر ایران و لبنان و سوریه نگه دارد . اما شاهد دادگاه حریری فرد خود باخته و فرو مایه ای چون امیر فرشاد ابراهیمی است و قاضی آن ، آنتونیو كاسزی همان مشاور حقوقی كمیته حذف منافقین از لیست تروریست‌های اتحادیه اروپا كه در سال 2008 طی كنفرانس "در جستجوی عدالت ـ كمیته اروپایی برای حذف سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریست‌ها " بود كه با استناد به موادی سازمان منافقین را دارای مصونیت قضایی دانسته و خواهان حمایت گسترده اتحادیه اروپا و آمریكا از منافقین شد.
همه این موارد می تواند به عنوان برگ برنده در دستان جمهوری اسلامی ایران ، آمریکا و به تبع آن نیرو های موسوم به 14 مارس را در شرایط سخت و دشواری قرار دهد . علاوه بر آن بر خلاف گزارش‌هایی که تاکنون منتشر و اعلام شده است که حریری بوسیله خودرویی بمب‌گذاری شده ، ترور شده است ، « تیری میسان » تحلیلگر و خبرنگار فرانسوی ماه گذشته با افشای اینکه رژیم صهیونیستی با هواپبمایی بدون ‌سرنشین و با موشک ، نخست وزیر لبنان را ترور کرده است . آمریکا و دست اندرکاران دادگاه حریری را در شرایط بغرنجی قرار داده .هم او بود که فاش ساخت که این ترور با موشک آلمانی، اجرای اسرائیل و نظارت و حمایت آمریکا صورت گرفته است. در همین راستا کاخ سفید و تل‌آویو از ارائه تصاویر ماهواره‌ای خود مربوط به روز انفجار در بیروت به دادگاه حریری امتناع کرده و در ادعایی به صورت مشترک گفته‌اند که دستگاه‌های تصویربرداری ماهواره‌ای آنها در روزهای ترور خراب بوده است.
از سوی دیگر اقتصاد آمریکا در حال حاضر پا در هواست و بعید است به این زودی ها راه رونق را در پیش گیرد و مضاف بر این متحدان آمریکا هم حال و روز چندان خوشی ندارند و خشم ملت ها گریبان آنان را گرفته و از هر سوی عالم فریاد « مرگ بر آمریکا » به گوش می رسد . لذا ایران می باید از این آب گل آلود ، ماهی های بزرگی صید کند . چرا که این واقعیت قابل کتمان نیست که در حال حاضر جهان به دو قطب اسلام عدالت خواه با رهبری ایران و لیبرالیسم رو به موت به لیدری آمریکا ، در مقابل هم ، صف آرایی کرده اند و تمام جنبش های بی سر مردمی چشمهای خود را به دهان ایران دوخته اند و انتظار دارند ایران تجارب سی ساله خود را به آنان باز گوید . بنابر این ، ایران تا می تواند باید خود را به جنبش های مردمی نزدیک ساخته و ضمن تبلیغ و ترویج اندیشه های رهایی بخش امام ( ره ) با تمام قوا در سراسر جهان ، نمک بر زخمهای آمریکا پاشیده و به مردم همه کشورهایی که فریادشان لرزه بر اندام آمریکا انداخته ، راه کشف و رسیدن به رهبری چون « سید حسن نصرالله » را نشان دهد .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع : هفته نامه شلمچه ، ماهنامه پیام امروز ، هفته نامه شما ، کیهان و خبر گزاری فارس
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
با تشکر از : سایت رجانیوز ، خبرنامه دانشجویان ایران ، خبرگزاری فارس ، هزار سنگر ، بهترین ها ، عصر امروز ، ندای انقلاب ، سایت نهضت سبز نبوی ، سایت فرهنگ انقلاب اسلامی ، سایت خبری تحلیلی کلمه ، راسخون ، سحام نیوز ... و همه وبلاگ هایی که به این مطلب لینک دا
دند

برنامه «راز» به مناسبت ايام دهه فجر به مدت 6 شب پياپي روي آنتن مي‌رود

http://www.inn.ir/iran_media/image/2010/08/825960810_orig.Bmp

به گزارش فارس، ويژه برنامه «راز» از 16 بهمن ماه به مدت 6 شب ساعت 21.30 با موضوع انقلاب از نگاه كارشناسان و با دعوت از آنان پخش خواهد شد.

بنابراين گزارش، «راز» بنا به اظهار نظر تهيه كننده آن برنامه‌اي است كه مقولات فرهنگي را با صداقتي كه نياز مخاطب امروز ماست، مطرح خواهد كرد و تمام تلاش دست‌اندركاران آن بر اين بوده تا از كليشه‌هاي رايج دوري كرده و موضوعاتي را مطرح كنند كه كمتر در رسانه مورد موشكافي قرار گرفته است. به همين منظور سري جديد اين برنامه همانند گذشته تركيبي از گفت‌وگوي زنده، گزارش، وله و تيتراژ، مرور وبلاگ‌هاي مرتبط، جستجو نظرات بينندگان و مخاطبان در فضاي وب و در ميان پيامك‌هاي رسيده و اعلام آنها به صورت رندوم خواهد بود.

گروه اينترنتي دختر پسرای ایرونی | بزرگترین مرکز عکس و مطلب عاشقانه و love و کلی تصویر و کلیپ عشقی از دختر و پسرای خوب ایرانی


وقتی گرداننده سایتهای پورنو آویزون و شهوتسرا فعال سیاسی شد!(سعید ملک پور کیست؟ )

نام سعيد ملك پور مدتي است كه زياد شنيده مي شود.

فردي كه از او به عنوان زنداني سياسي نام برده مي شود و برخي دوستان سبز دستگيري او را به علت حمايتش از جنبش سبز اعلام مي كنند.

سايت هاي ضد نظام و همچنين جنبش سبز از وضعيت او در زندان و اعترافاتش زير فشار مي گويند.

با همسرش مصاحبه مي كنند و او به قول خودش افشاگري مي كند.

سعيد را جزء دستگير شدگان سايت هاي اينترنتي اعلام مي كنند و نمي گويند به چه اتهامي.

برخي ساده لوحان نيز تصور مي كنند او جزء دستگير شدگان سايت هاي سياسي است.

The image “http://www.irancartoon.com/tarkibi/PINOKIO.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

اما بهتر است كمي به گذشته برگرديم.

اسفند سال 87 سپاه اطلاعيه اي صادر كرد كه نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یک سلسله عملیات پیچیده فنی اطلاعاتی، تعدادی از شبکه های سازمان یافته ضد دینی، ضد فرهنگی و ضد ارزش های انقلاب اسلامی را منهدم کردند.

در بخشي از اين اطلاعيه آمده بود: ........معرفی دیگر متهمین 1- س م با نام مستعار سیاوش حسین خانی، ساکن کانادا راه انداز سایت آویزون .نامبرده با حمایت فنی و مالی شرکت آمریکایی ... اقدام به راه اندازی سایت مذکور از سال 82 از کشور کانادا نموده است و.......

س. م همان سعيد ملك پور مدير سايت آويزون است كه پس از بازگشت از كانادا به ايران دستگير شد.

از آن به بعد وي در بازداشت بود و تحقيقات ادامه داشت كه او هم در اين مدت سعي كرد با فضا سازي هاي بيهوده و تبرئه خود از اتهامات اخلاقي خودش را يك زنداني سياسي آزادي خواه معرفي كند.

جالب است که در خبرهایی که در رابطه با ملک پور در سایتهای خبری منتشر شده است هیچ اشاره ای به فعالیت اصلی وی نشده است. هیچ اشاره ای به سایت آویزون و مطالب آن نشده است و فقط به این بسنده شده که این زندانی سیاسی در رابطه با پرونده‌ی موسوم به «مضلین ۲» مربوط به جرایم اینترنتی بازداشت شده است و او را یک فارغ التحصیل دانشگاه شریف در رشته متالوژی معرفی میکنند که در کانادا به طراحی وب سایت اشتغال داشته است. همچنین مشخص است که ملک پور هیچگونه فعالیت شاخصی در عرصه سیاسی یا حقوق بشر (به جز آنکه فعالیتش در سایت آویزون و چند سایت مشابه دیگر را فعالیت سیاسی بخوانیم یا اینکه واقعا این فرد با اهداف سیاسی سایت پورنو راه اندازی کرده باشد) نداشته است...
علیرضا شیرازی مدیر سرویس دهنده بلاگفا در یادداشتی نوشت:

این روزها که وقت بیشتری برای کارهای شخصی و وبگردی دارم در بین فیدهای سایتهای خبری سرخط خبری مربوط به نامه سرگشاده یکی از بازداشت شدگان مرتبط با جرائم رایانه ای نظرم را جلب کرد. نامه سرگشاده منتسب به سعید ملک پور که از بازداشت و آنچه بر وی گذشته (حال راست یا دروغش برعهده خود ایشان) و نامه ها و پیامهای همسر ایشان که از قرار به تازگی به کانادا برگشته اند و همچنین دلیل بازداشت و جرایم منتسب به وی را در سایت گرداب و دیگر سایتهای خبری مطالعه کردم.

به گزارش تابناک در ادامه این یادداشت آمده است: تلاش سعید ملک پور و همسرش (بخصوص با توجه اتهام وی و مجازات پیش بینی شده برای آن در قانون ) بخصوص در نزدیکی تاریخ دادگاه ایشان قابل درک است اما آنچه برای من جالب بود نوع نگارش نامه و نحوه انتشار اخبار آن در برخی سایتهای خبری ( بخصوص در سایتهای خبری جنبش سبز و حقوق بشر) است. استفاده از عنوان زندانی سیاسی برای سعید ملک پور و پوشش اخبار مرتبط با وی در سایتهای سیاسی نکته قابل تاملی است و بعید نیست در آینده رنجنامه بازداشت شدگان مربوط به دزدی،قتل،تجاوز و حتی افرادی مانند ریگی (که از قرار ایشان هم بدون نشان دادن کارت شناسایی و حکم بازداشت دستگیر شده است) در این سایتها منتشر شود.

اما سعید ملک پور کیست؟ در گزارش سایت گرداب اتهامات ملک پور اینگونه بیان شده است.

-متهم سعيد.م با نام مستعار سیاوش حسین‌خانی:
مدیر شبکه بزرگترین سایت های مستهجن، ضددین و ضد امنیت فارسی‌زبان به نام ایران سکس و با آدرس اصلی avizoon.com و حامی فنی و مالی سایت xpersia.com و biaclip.net و shahvatsara.com مي باشد. (گزارش مربوط به شبکه مضلین 2 - سایت گرداب)

در واقع ملک پور گرداننده یکی از بزرگترین و مشهورترین سایتهای پورنو فارسی به نام آویزون بوده و البته حامی چندین سایت پورنوی نسبتاْ معروف دیگر نیز بوده است. وی در خارج از کشور زندگی می کرده و شناسایی و بازداشت وی پس از کارهای اطلاعاتی و در بلند مدت امکان پذیر شده است، بازداشت وی مدتها مخفی مانده تا امکان شناسایی و بازداشت کاربران فعال و مدیران انجمنها و همکاران وی در راه اندازی سایتهای پورنو امکان پذیر باشد و فکر میکنم با من موافق بودید که اگر قرار بود در یک روند قانونی احضاریه برای این فرد ارسال شود نه او و نه هیچ کس دیگری از همکاران وی بازداشت نمی شدند!

جالب است که در خبرهایی که در رابطه با ملک پور در سایتهای خبری منتشر شده است هیچ اشاره ای به فعالیت اصلی وی نشده است. هیچ اشاره ای به سایت آویزون و مطالب آن نشده است و فقط به این بسنده شده که این زندانی سیاسی در رابطه با پرونده‌ی موسوم به «مضلین ۲» مربوط به جرایم اینترنتی بازداشت شده است و او را یک فارغ التحصیل دانشگاه شریف در رشته متالوژی معرفی میکنند که در کانادا به طراحی وب سایت اشتغال داشته است. حداقل این است که نه در نامه ملک پور و نه در اخبار مرتبط به آن و همچنین گفته های همسر وی اتهام اصلی ملک پور در مدیریت سایت پورنو رد نشده است و همچنین مشخص است که ملک پور هیچگونه فعالیت شاخصی در عرصه سیاسی یا حقوق بشر (به جز آنکه فعالیتش در سایت آویزون و چند سایت مشابه دیگر را فعالیت سیاسی بخوانیم یا اینکه واقعا این فرد با اهداف سیاسی سایت پورنو راه اندازی کرده باشد) نداشته است و با این حساب نام بردن از وی به عنوان زندانی سیاسی در متن این خبرها عملا توهینی به زندانی سیاسی است!.

من نمی‌دانم! شاید تعریف زندانی سیاسی تغییر کرده است یا شاید راه اندازی سایتهای پورنو هم به فهرست فعالیتهای سیاسی اضافه شده است که اگر اینگونه باشد ملک پور با توجه به تعداد کاربران و بازدیدکنندگان سایتش قاعدتاً یکی از بزرگترین فعالان سیاسی دهه اخیر بوده است و علاقمندان به پناهندگی هم راهی جدید برای اثبات فعالیت سیاسی و دریافت اقامت پیدا کرده اند.

بررسی و تحلیل حقوقی روند یک پرونده (حتی اگر مربوط به یک متجاوز به کودکان و منحرف جنسی باشد ) و اشاره به اشتباهات قانونی صورت گرفته در روند پیگیری یک پرونده کاری بی ایراد و حتی ستودنی است اما معصوم سازی و تغییر ماهیت اتهام و جرم یک فرد و قرار دادن او در کنار افرادی که به دلیل گرایش یا اظهار نظر سیاسی بازداشت شده اند حتی اگر با انگیزه دیگری باشد شایسته سایتهایی که مدعی اطلاع رسانی هستند نیست. ادامه چنین روندی چیزی نیست جز آنکه به بی اعتمادی به اخبار منتشر شده درباره زندانیان سیاسی بیانجامد و مقام زندانی سیاسی در حد هر مجرم معمولی پایین آورده شود.

از بخش جدی این بحث که بگذریم ادعاهای همسر ملک پور هم در نوع خود خواندنی است. او در جایی ادعا کرده است که همسرش مجبور به همکاری با سایت گرداب شده است و چنین ادامه می دهد که « ...چه بسا گروه‌های متعددی برای هک کردن سایت گرداب تلاش کردند ومتاسفانه چندان کاری از پیش نتوانستند ببرند و من مطمئنم که تخصص بالای همسر من در این امر بی‌ تاثیر نبوده است..» . از قرار در کشور کمبود شدید متخصص امنیت شبکه داریم و حداقل فایده بازداشت مدیر سایت آویزون بالابردن سطح امنیت شبکه در کشور بوده است!




تکمیلی:برخی از خوانندگان این مطلب این بحث را مطرح کرده اند که راه اندازی سایت پورنو در کانادا جرم نیست و در واقع قضیه جغرافیا و مکان را در زمان جرم مطرح کرده اند. البته این بحثی تخصصی است و شاید لازم باشد حقوقدانها پاسخ نهایی را بدهند اما دو نکته به نظر من میرسد اول آنکه این فرد در زمان بازداشت در ایران بوده است (احتمالا مانند بسیاری هم با پاسپورت ایرانی خود به ایران آمده است) و اتفافا در زمانی که در ایران بوده این سایت همچنان فعال بوده است یعنی این فرد در یک محدوده زمانی در کشوری بوده که شهروند آن بوده و مدیریت یا پشتیبانی سایتی فعال در زمینه پورنو را هم برعهده داشت و البته میدانیم که در این کشور چنین کاری جرم به حساب می آید بنابراین فکر میکنم از لحاظ حقوقی او میتواند طبق قوانین کشور تحت پیگرد قرار گیرد. بغیر از اینکه اینگونه مطرح کنیم که سرورهای این سایت در خارج بوده است که در این صورت عملا بحث جرایم رایانه ای در مورد سایتها دیگر چندان صادق نخواهد بود چرا که کمتر سایتی در داخل کشور میزبانی می شود.

همچنین (حداقل نظر شخصی ام این است) که گاهی اوقات یک جرم میتواند بر خلاف قوانین یک کشور (برعلیه کشور یا شهروندانش) ولی خارج از آن کشور اتفاق بیافتد ولی این به معنای عدم امکان پیگیری آن در داخل آن کشور نیست.مثلا اگر فردی از خارج از کشور به سرورهای بانکهای کشور نفوذ و مثلا از حساب شهروندان سرقت کند (یا از طریق یک صفحه جعلی اطلاعات حساب آنها را به دست آورد و به دیگران بفروشد) این قضیه بدین معنا نخواهد بود که در صورت ورود به کشورش امکان پیگرد او نیست.


در آخر لازم به ذکر است با توجه به طرفداری سبزها از آقای سعید ملک پور مدیرسایت های مستهجن آویزون شهوتسرا و ..... در این رابطه باید از رهبران فتنه پرسیده شود آیا روابط بی قید و بند سکسی در بین آنها در چه مرتبه از اصول کشورداری است !!!!؟؟؟؟

منبع: بولتن

۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

شهری که ناپدید شد و مردمی که سنگ شدند همراه با عکس خفن

شهری که ناپدید شد و مردمی که سنگ شدند

پمپی، شهری که ناپدید شد و مردمی که سنگ شدند

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups


لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب کنید

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups
این مَرد وحشتزده آخرین نفسهایش را کشیده، شاید چشمانش
را گرفته تا شاهد لحظات وحشتبار آخرین نباشد… اما چرا ؟
شهر پمپی، شهری در ایتالیای اِمروزی یا روم باستان در روز ۱۹ اوت سال ۷۹ میلادی در پی فعالیت آتشفشانی کوه وزوو که ۲۸ ساعت ادامه داشت به زیر ۶ متر کوهی از مواد مذاب و خاکستر آتشفشانی رفت. حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.


این شهر به وسیله انفجارهای آتشفشانی کوه «وزوو» نابود شد. آتشفشان وزوو سمبل کشور ایتالیا و قبل از آن نشانه شهر ناپل است.
کوه آتشفشانی وزوو اگرچه طی دو هزار سال گذشته آرام بوده است اما نام آن را کوه اخطار گذارده اند. چنین نامی به دلیل فجایع و حوادثی بوده است که در تاریخ از این کوه به ثبت رسیده است. فاجعه ای که برای «سدوم و عمورا» روی داد شباهت زیادی به حوادث تخریب گر شهر پمپی داشته است. در سمت راست وزوو شهر ناپل و سمت شرق آن شهر پمپی قرار دارد. مذاب و خاکستر ناشی از فوران آتشفشانی که دو هزار سال پیش روی داد حیات را از این شهر برچید.

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

لب ها، چشمانش و پوست بدنش ذوب شده است، بجز جمجمه اَش تمامه سنگ شده است.

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

گویا آتشفشان در نهایت سکوت جان مردم را کنده است

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به نظر می رسد این مرد در حال فرار بوده است


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

از ۲۰هزار نفر جمعیت پمپی دو هزار نفر ناپدید شدند و مابقی آرام آرام مذاب و به تلی از مجسمه های سنگی تبدیل شدند
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

جمعی از کودکان و بزرگسالان، منتظر قایقی بودند که هیچوقت نیامد

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

یکی جمع شده، یکی به پشت آرامیده – اما یکی بیدار شده و تا تکانی بخورد! جانش کنده شده است


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

متوجه هیچ نشده است، گویا ناگهان مواد بر رویش ریخته است که حتی نتوانسته است دستی تکان دهد

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

اعضای خانواده ای که در کنار هم مردندمواد مذاب کوه وزوو به آنی تمامی شهر را از نقشه منطقه جاروب کرد. جالب ترین جنبه این حادثه آن است که هیچ کس نتوانسته است در مقابل فوران آتشفشان وحشتناک وزوو بگریزد. یک خانواده در حال صرف غذا در یک لحظه تبدیل به سنگ شده اند. زوجهای بسیاری پیدا شدند که در حین انجام آمیزش جنسی تبدیل به سنگ شده بودند. صورت برخی از اجساد انسانهای سنگ شده که از داخل زمین کشف شده اند همچنان سالم و صحیح باقی مانده است. صورت آنها حالت گیج و منگ دارد

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups


مردی که سر همسرش را در بغل گرفته و منتظر پایانند

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

پدر – فرزند – مادر

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

مرگ مردم پمپی در یک لحظه رخ داد، فاجعه هرچه بود، همه چیز به همان حالت اولیه و بدون تغییر باقیمانده است. در سال ۱۹۹۱ نیمی از این شهر از زیر خاکستر بیرون کشیده شد. هر ساله جمعیت زیادی از موزه طبیعی پمپی دیدن می کنند و این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری ایتالیا تبدیل شده است
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

سگی که بیرون خانه ای زنجیر شده بود

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

همه خوابیده اند، همه سنگ شده اند، حتی کودکان شیر خوار

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups


به نظر می رسد مرد بیدار شده و بویی برده، اما …

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups


۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

یه دنیا خاطره ( همره با عکس ) که به شدت کودکان دیروز و پدر مادر های امروز از دیدنشون خوشحال میشن

یه دنیا خاطره !
20 عکس

( حتما این مطلب را به پدر و مادر های خودتون نشون بدین

شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.
شما یادتون نمیاد، آخر همه فیلم ویدئو‌ها شو ضبط میکردن.
شما یادتون نمی یاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید 1 ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.

شما یادتون نمیاد، کیک می خریدیم پونزه زار. کاغذ زیرش رو هم می جویدم!


شما یادتون نمیاد آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!


شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.


شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.


شما یادتون نمیاد ، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !


44456_109092022480395_100001387940488_78347_2746042_n
بهترین بازی آن دوران آتاری و همین هواپیما بود

شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!
شما یادتون نمیاد اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا؟

شما یادتون نمیاد، این چیه این چی چیه؟ کفش نهرین بچه ها, شما هم میخواین؟ بـــــله..


شما یادتون نمیاد سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شک…ر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.


کانادادرای که دیگر طعمش را در هیچ نوشابه ای نچشیدیم

شما یادتون نمیاد: ستاره آی ستاره پولک ابر پاره، به من بگو وقتی که خواب نبودی بابامو تو ندیدی؟


دیدمش از اونجا رفت اون بالا بالاها رفت بالا پیش خدا رفت


خدا که مهربونه پیش بابام میمونه
گریه نمیکنم من که شاد نباشه دشمن


شما یادتون نمیاد چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد 4 تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.
40830_1170569362521_1776617834_318619_7415294_n
سریال پدر سالار اکبر خواجوئی هم جزر بهترین های آن روزگار بود
شما یادتون نمیاد، همیشه کفش پاشنه بلندای مامانمونو می پوشیدیم و احساس بزرگی بهمون دست میداد.

شما یادتون نمیاد چکمه پلاستیکی که مامانا از کفش ملی میخریدند پامون میکردند.

41284_105893076138902_100001546307544_46106_7214092_n
برنامه دیدنیها که از شبکه 2 پخش میشد
شما یادتون نمیاد… فیلم ویدئو که یواشکی زیرپیرهنمون قایم می کردیم؛بعدم می گفتیم کیفیتش آینه س!
46639_148407308527274_100000740176862_292121_68008_n
اگهی تبلیغاتی زانتیا .... ببخشید ژیان آن روزها
شما یادتون نمیاد…جنازه از ویدئو راحت تر جا به جا می شد!
شما یادتون نمیاد شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.
شما یادتون نمیاد…تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!


شما یادتون نمیاد که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید تموم داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.

شما یادتون نمیاد،انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا…
.بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…


شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.

شما یادتون نمیاد به زور می بردنموم نماز،ما هم برای اینکه نریم می رفتیم تو دستشویی ها قایم می شدیم!

شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!

سریال قصه های مجید ساخته کیومرٍ پور احمد هم جزو خاطرات کودکان دیروز و والدین امروز است
شما یادتون نمیاد, سریال روزی روزگاری که پخش میشد تیکه کلام رایج بین مردم شده بود “التماس نکن”

شما یادتون نمیاد، تو بلفی و لیلیبیت.. عمو دکتره همیشه مست و پاتیل بود! دماغش همیشه قرمز بود و بطری مشـ.روبـش دستش!

57944_433370054188_712584188_4729737_7268562_n
تصاویر از کارتون های آن دوران

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون.

شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی.

شما یادتون نمیاد آتروپات رو که گرم میکرد.
شما یادتون نمیاد ولی سر كلاس انشاء كه میشد اگه نوشته بودیم دل تو دلمون نبود معلم صدا بزنه ولی اگه ننوشته بودیم زنگ استراحت دل درد میگرفتیم!

شما یادتون نمیاد یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.
45912_1489056540521_1057185346_31452914_511088_n

شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!
شما یادتون نمیاد دبستان كه بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می كرد.

47386_158105790866954_100000026037027_544635_1680058_n
شما یادتون نمیاد، دبستان بودیم اول کتاب فارسی نوشته بود امید من به شما دبستانی هاست! رفتیم دبیرستان دوباره اول کتاب فارسی نوشته بود امید من به شما دبیرستانی هاست – خدا رحمتت کنه اما بالاخره امیدت به کی بود!؟؟
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم همیشه وقتی دامن می پوشیدیم .. مامان مرتب تذکر می داد درست بشین دختر!!
58770_1490585437241_1612151699_1198454_7895802_n
نماهایی از سریال محبوب آن روزها بازهم مدرسه م دیر شد با بازی اکبر عبدی
شما یادتون نمیاد! روی فیلمای عروسی، موقعی که دوماد داشت حلقه رو توی انگشت عروس می کرد؛ آهنگ یه حلقه طلایی معین و می ذاشتن.
شما یادتون نمیاد:قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..
شما یادتون نمیاد تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.
58626_105888179472725_100001546307544_46073_2899253_n
گوینده گان خبر آن روزها

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

59006_112331358825484_100001458617932_92907_6195160_n
روز جلد دفتر دولتی
شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی…
شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ
شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد.

سریال اوشین ( سالها دور از خانه ) آن روزها همه را جلوی تلویزیون میخکوب میکرد

شما یادتون نمیاد ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد
الان که نگاه میکنم و نقبی به گذشته میزنم میبینم هرچند دنیای ما این رنگارنگی را نداشت هرچند که برای یک فیلم دیدن باید زحمت یک قاچاقچی را میکشیدیم و با کلی ترس و لرز یک دستگاه ویدئو را حمل میکردیم ، با اینکه اصلا بازی های ویدئویی آن زمان مقل امروز نبود اما خیلی به هم نزدیک بودیم و از زندگی لذت زیادی میبریم . کجایند آن روزها و چرا دیگر نمی

پیش‌بینی امام خمینی(ره) درباره حسنی‌مبارک بهمراه پیش بینی این روزها توسط رهبر معظم


بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(س) که بزرگترین انقلاب مردمی جهان به دست او رقم خورد، پیش بینی جالبی درباره انقلاب مردم مصر علیه حکومت حسنی مبارک و سرنوشت او داشته است...

The image “http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/11/6/163971_692.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
به گزارش مشرق، امام خمینی(س) در سخنان متعددی از کشور مصر نام برده و از مردم انقلابی این کشور بویژه عاملان هلاکت "انور سادات" کودتاچی وابسته این کشور، تمجید کرده اند.

در بخشی از سخنان ایشان درباره انقلاب آینده مردم مصر آمده است:

«من امیدوارم که ملت هاى دیگر هم توجه بکنند و اقتدا بکنند به این ملت ایران. ملت مصر اعتنا نکند به این حکومت جائرى که اعلام مى‏کند که ما هرکس اسم از اسلام ببرد سرکوب مى‏کنیم. بدانند که اسلام در مصر در خطر است و واجب است بر زن و مرد مصرى که قیام کنند و این حکومت فاسد را، که از اول اعلام جنگ با اسلام داده است، سرکوب کنند.»
صحیفه امام جلد ‏۱۵، صفحه ۳۱۸

همچنین رهبر مسلمین جهان حضرت ایت اله خامنه ای بارها طی سخنرانی های مختلف به مبارک کافر گوشزد نموده خشم خداوند از اعمال خبیصانه وی را که در زیر به قسمتی از این مطالب اشاره میکنیم ( به همراه منبع مستند )
رهبر معظم انقلاب اسلامي دوم تير ماه سال جاري در در ديدار اعضاى بسيجى هيئت علمى دانشگاه‌ها، شرايط جديد منطقه را پيش‌بيني کردند و فرمودند: «اگر من بخواهم آن لبّ تلقى و برداشت خودم را به شما عرض بكنم - كه شايد در يك مجال كوتاه، برايش استدلال هم نشود ارائه كرد؛ البته مستدل است، منتها شايد دردو كلمه نشود استدلالى برايش بيان كرد - اين است كه مراكز استكبارى جهانى درمقابله‌ى با حركت اسلامى كه نماد واقعى‌اش جمهورى اسلامى است، "دارند آخرين تلاشهاى خودشان را ميكنند". در بسيارى از عرصه‌ها تلاشهايشان و تدابيرشان "به بن‌بست خورده و كار از دستشان در رفته" است. اين كمربندى كه اينها بر دور مسائل جهانى كشيده بودند و حيطه‌بندى‌اى كه كرده بودند، در حساس‌ترين نقاط روى زمين يعنى خاورميانه، اين كمربند پاره شده - يا سست شده، حداقلش اين است؛ ولى به نظرمن پاره شده - و از دستشان در رفته است.
خدا مرحوم آ شيخ حسين لنكرانى، روحانى سياسىِ كهنه‌كار قديمى را رحمت كند.ايشان سالهاى 53 و 54 يا شايد هم زودتر - سالهاى اواخر دهه‌ى چهل - وضعيت رژيم طاغوت را تشبيه ميكرد به كسى كه روى يك گنبدى رفته و يك دستمال ابريشمى هم دستش است كه توى آن پر از گردوست؛ و گوشه‌ى اين دستمال وا شده، و گردوها همين طور دارد ميريزد؛ اين ميخواهد اين گردو را بگيرد، يك گردو از آن طرف مى‌افتد، يك گردوى ديگر، يك گردوى ديگر، خودش هم روى گنبد است! بالاخره آدم روى زمين صاف، باز ميتواند گردوها را هر جور هست جمع كند.
به نظر من امروز نظام سلطه در مواجهه‌ى با حركت اسلامى يك چنين حالتى دارد. جاپايش محكم نيست؛ زيرا بسيارى از شگردهاى تبليغاتىِ استواربنيانِ قديمىِ اينها براى مردم دنيا رو شده است. امروز در جامعه‌ى آمريكا، خشم عميق از حضور قدرتمند لابى صهيونيستى بتدريج دارد توسعه پيدا ميكند. اين نارضائى در بين مردم آمريكا - كه مركز تحرك صهيونيستها و قدرتمندان صهيونيستى و سرمايه‌داران صهيونيست است - بتدريج دارد به وجود مى‌آيد؛ البته رژيم حاكم در آمريكا بر مردم بسيار سخت ميگيرند - يك نوع خاص سختگيرى - و آنچنان اينها را مشغول زندگى و گرفتار زندگى ميكنند كه فرصت سر خاراندن ندارند؛ در عين حال اين حالت دارد به وجود مى‌آيد. *اين اطلاعات موثق ماست. * در كشورهاى اروپائى هم به يك نحو ديگر. كشورهاى اسلامى كه معلوم است. *كشورهاى خاورميانه كه معلوم است. *ملتها حالت نفرت - و بعضاً بغض - نسبت به رژيم ايالات متحده و مجموعه‌ى سلطه در دنيا دارند. اين را هم نميتوانند جمع كنند؛ هى تلاش ميكنند، اما نميتوانند جمع كنند.»
ايشان سال گذشته در دیدار با گروه‌های مبارز فلسطینی، به تحولات منطقه و مساله فلسطین اشاره كردند و فرمودند: «شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانه‌ى جديد شكل خواهد گرفت و اين خاورميانه، خاورميانه‌ى اسلام خواهد بود».
به بهانه‌ی «اتفاقات اخیر در كشور مصر»، پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت ‌آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، در ویژه‌نامه‌ای به بررسی تحولات اخیر در كشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه می‌پردازد.
در اولین بخش از این ویژه‌نامه، گزیده‌ای از سخنان معظم‌له درباره ملت و دولت مصر در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد:

مسلمانان در عزلت بودند
در آفريقا، در آسيا و در خاور ميانه، چقدر كشورهاى اسلامى وجود دارد كه در آنها نظامهايى رفت و نظامهاى ديگرى آمد؛ اما همه جا مسلمانان در انزوا و عزلت بودند. مثلا كشورى مثل عراق، رژيم سلطنتى داشت. رژيم سلطنتى رفت، رژيم ديگرى بر سر كار آمد. آن هم رفت، عده ديگرى آمدند. بعد آنها رفتند، يك عده‌ى ديگر جايشان را گرفتند. باز آن عده رفتند و عده ديگرى آمدند. تا اين‌كه نوبت به بعثيها رسيد. در تمام اين نقل و انتقالها، كسانى كه جايشان خالى بود، مسلمانان بودند. اكثريت قاطع مردم عراق، مسلمانند؛ اما در تحولات مذكور، اصلا خبرى از حضور آنها نبود! يا فرض بفرماييد در كشور مصر - البته آن‌جا، جمعيتى به نام «اخوان المسلمين» بود - تحولى شد و رژيم سلطنتى از بين رفت. با از ميان رفتن رژيم سلطنتى، رژيم جمهورى و انقلابى بر سر كار آمد كه چهره‌ى شاخصش «عبدالناصر» بود. بعد، عبدالناصر مرد، ديگرى آمد. بعد او رفت، ديگرى آمد. در تمام اين مدت - البته تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى - همه‌ى تحولات، بركنار از جريان اسلامى و عناصر اسلامى بود. اصلا عناصر اسلامى، كاره‌اى نبودند. در همان انقلاب اول مصر هم، عناصر اسلامى مؤثر بودند؛ اما به مجرد اين‌كه حكومت جديد تشكيل شد، كنارشان زدند. بعضى را به زندان افكندند، بعضى را كشتند و بعضى را از صحنه خارج كردند. اين‌جا هم اسلام، حضورى نداشت.
بيانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى سوم رمضان 1415، 14/11/1373

مثل همان فريادى كه ملت ايران كشید...
در كشور مصر، يك عده جوان مسلمان، يك عده مردم مسلمان، مى‌ايستند و شعار اسلامى مى‌دهند و هيچ ارتباطى هم برحسب ارتباطات معمولى انسانى، بين آنها و مردم ما نيست. اما به قدرى شعارهاى آنها به شعارهاى ما نزديك است، كه رئيس جمهور بدبخت روسياهشان مى‌گويد «اينها از طرف ايران تحريك شده‌اند!» ما چه ارتباطى با آنها داريم؟ آنها مسلمانند. خود آنها شعار قرآن مى‌دهند. خود آنها هستند كه احساس مى‌كنند بايد در راه خدا حرف بزنند، فرياد بكشند و حركت كنند؛ مثل همان فريادى كه ملت ايران در دوران طاغوت عليه آمريكا و عليه استكبار و استبداد جهانى كشيد و باز هم مى‌كشد.
بيانات در ديدار فرماندهان «بسيج» سراسر كشور 27/08/1371

برای استكبار، شیعه و سنی فرقی نمی‌كند
او كه با اصل اسلام دشمن است، در خصومت، برايش شيعه و سنى فرقى نمى‌كند. ديديم كه استكبار چگونه روى انقلابيون سنى در فلسطين و مصر فشار مى‌آورد. اينها كه شيعه‌ى دوازده امامى نيستند. همه‌ى اينها برادران اهل سنت ما هستند. مى‌بينيد كه چه فشارى روى اينها مى‌آورند. براى استكبار كه فرقى نمى‌كند. اما او كه با اسلام و شعب اسلام و ملت اسلام - از هر شكلش - مخالف است، حالا در موضع يكى از اين فرقه‌ها قرار مى‌گيرد و عليه يك فرقه‌ى ديگر تلاش مى‌نمايد و پول خرج مى‌كند. ما بايد هوشيار باشيم.
سخنرانى در ديدار با گروهى از روحانيون 05/10/1368

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif شكنجه‌ی گروه‌های مسلمان در مصر
گروههاى مسلمانى كه براى دفاع از اسلام قيام مى‌كنند، به‌وسيله‌ى سردمداران آن كشورها به راحتى زير فشار و شكنجه و زندان قرار مى‌گيرند و قدرتهاى جهانى هم از اينها - يعنى از دولتها - حمايت مى‌كنند. مصر، امروز اين گونه است. بسيارى از كشورهاى ديگر در دنيا همين گونه‌اند.
سخنرانى در ديدار با جمع كثيرى از جانبازان، خانواده‌هاى معظم شهدا، اسرا، 24/08/1368

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif حمایت آمریكا از حكومت وابسته‌ی مصر
در مصر روشنفكرترين نسلهاى مسلمان، مورد تعقيب خشن و خشم‌آلود رژيم فاسد و نالايق آن كشور قرار مى‌گيرند، و حكومت وابسته و حقير آن كشور بزرگ مورد تشويق و كمك مالى و امنيّتى آمريكا قرار مى‌گيرد.
پيام به حجاج بيت‌الله الحرام 28/02/1372

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif مردم مصر، محب اهل بیتند
امروز، در كشور مصر، مسجد «رأس الحسين» آن‌جا كه خيال مى‌كنند سر مقدس آن بزرگوار مدفون است محل تجمع عواطف مردم محب‌ اهل بيت مصر است. ملت مصر، ملت خوبى است. كار به رژيم و دولت آن كشور نداريم. ملت محب اهل بيت است.
بيانات در جمع علما، طلاب و روحانيان، در آستانه‌ى ماه «محرم» 26/03/1372