درخواست عضویت در گروه ایرنین مدرن ( دختر پسرای ایرونی ) بزرگترین گروه فارسی زبان در یاهو

Subscribe to iranin_modern

Powered by us.groups.yahoo.com

‏نمایش پست‌ها با برچسب مطلب عاشقانه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مطلب عاشقانه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

سرد مزاجي در زنان(Orgasm Dysfunction)

سرد مزاجي در زنان(Orgasm Dysfunction)

سردی مزاج به زنانی اطلاق میشود که تمایل و هوس جنسی کم داشته و یا اصلا نداشته و از آن بهرمند نمی گردند . حدود ۱۰% از این زنان دچار مشکل در سیستم هورمونی و یا پاتولوژی اعضاء جنسی می باشند. و مشکل در ۹۰% دیگر این زنان به مسائل عاطفی مربوط می شود.

باید توجه داشت مدت زمـانـي کافی كه زن براي عكس العمل جنسي لازم دارد خيلي طولاني تر است تا مرد، زيرا هم زمان بیشتری لازم است تا تحريك شود و هم زمان بیشتری طول خواهد کشید تا به اوج لذت جنسي برسد.
اگر مرد روابط جـنـسـي را فقط وسيله اي براي ارضاي اميال بيولوژيكي خود تصور كرده ، قبل از نزديكي براي تحريك هـمـسـر خـود كوشش نكند يا نتواند براي مدتي نعوظ خود را نگاه دارد و زود به اوج لذت جنسي برسد، زن ممكن است كاملا تحريك نشده و قبل از اتمام عمل نزديكي به اوج لذت جنسي نرسيده باشد . در چنین صورتی عمل مقاربت می تواند برای زن دردناک باشد و تجربه بد از رابطه جنسی در ذهن او باقی بماند.

كامروا نشدن از همبستري :

اکثر مردان متاهل ، باور ندارند كه از آيين همبستري اطلاعات ناقصي دارند.
بر اساس اظهارات بانوان معلوم شده كه سبب سرد مزاجي نيمي از آنان همين عامل كامروا نشدن از همبستري است .
آنها به موجب نا آشنايي همسرانشان با اصول زن داري و برقراري روابط جنسي ، چـه بسا هيچ مفهومي از اين روابط در ذهن نداشته باشند، بلكه آن را عملي حيواني ، غير بهداشتي و مشمئز كننده بدانند كه جز اتلاف وقت ثمري ندارد.
خیلی از مواقع اشـكال اصلي به طرف مقابل آنها يعني به مرد مربوط مي شود كه بايد وظايف خود را درست اجرا کند

گاهي اوقات مرد با آنكه با شيوه هاي روابط جنسي آشناست بر اثر فشار شهوت يا خودخواهی ، همسر خـود را در كـامـروا شـدن يـاري نـمـي كـند و پيش از ارضاي او دست از عمل زناشويي مي كشد.
سردي جنسي خصيصه اي نيست كه با انسان زاييده شود و تا دم مرگ باقي و برقرار بماند.
فردي كـه احساسات جنسي ندارد ممكن است فقط به اين علت باشد كه تاكنون با نوع تحريكي كه در او عكس العمل به وجود مي آورد، مواجه نشده است .

اگـر قدرت جنسي مرد ناکافی يا ميل جنسي او كم باشد، اگر انزال زود يا بسرعت واقع شود و مـرد خـود را عـقب بكشد، آن وقت است كه در زن تنفر و اكراهي در مقابل روابط جنسي به وجود مي آيد. يعني يا تحريك نشده و يا محروميتهاي متوالي بتدريج سبب از بين رفتن احساس لذت و از بـيـن رفـتـن ميل جنسي او مي شود. در هرحال اگر به طور متوالي او را محروم نگاه دارند پس از مدتي به هيچ وجه لذت نخواهد برد .
شاید همسر مردي بسيار مهربان و زن و فرزند دوست و صميمي و صـبـور باشد. ولی از نظر عمل زناشويي هيچ توجهي به رضايت زن نداشته باشد و لذت جنسي همسر را ناديده بگيرد.

علل‌ رواني‌ و عاطفي‌ که می توانند در سردمزاجی نقش داشته باشند:

ترس‌ از حاملگي‌
ترس‌ از آسيب‌ رسيدن‌ به‌ جنين‌ در صورت حامله بودن
دردناک بودن رابطه جنسی به دلیل فقدان‌ برانگيختگي‌ جنسي‌ و لغزندگي‌ مجراي‌ تناسلي‌ در اثر كمي‌ ترشحات‌. اين‌ حالت‌ در اثر عوامل‌ مختلف‌ مثل‌ تحريك‌ جنسي‌ ناكافي‌، بيزاري‌ از مرد، خستگي‌، يا اضطراب‌ ايجاد مي‌شود.
نداشتن‌ تجربه‌ يا اطلاعات‌ جنسي‌
سابقه‌ آسيب‌ جسمي‌ يا ضربه‌ روحي‌ ناشي‌ از روابط‌ جنسي‌
نداشتن‌ موقتي‌ اشتياق‌ به‌ رابطه‌ جنسي‌

تظاهرات کلينيکي:
اختلال اوليه:که در آن هيچ گاه ارگاسم انجام نشده است(ANORGASM)
اختلال ثانويه:در شرايط خاصي ارگاسم انجام مي شود.(وضعيتي)
نوع اکتسابي:تجربه اوليه حداقل براي يکبار وجود دارد.
عوامل ايجاد آن:
عوامل شخصيتي، عوامل وابسته به فيزيولوژي، عوامل فرهنگي، جامعه شناسي و روانشناسي در ارگاسم خانمها تأثير دارند.
عوامل رواني مثل ترس از حاملگي، افسردگي پس از زايمان، طرد شدن از جانب شريک جنسي، ضربه روحي تازه، ترس از آسيب هاي واژن، احساس خصومت نسبت به مردها، احساس گناه، از دست دادن کنترل يا رفتار پرخاشگرانه، انتظارات فرهنگي و محدوديت هاي مربوط به جامعه در اختلالات ارگاسم زنان مؤثرند.
مشخص شده است که مصرف داروهاي ضدافسردگيTCA(مثل ايمي پرامين)،MAOI و ANTIPSYCHOTICS (مثل بعضي از فنوتيازين ها)، ضد اضطرابها(مثل بعضي از بنزوديازپين ها) و داروهاي ضد فشارخون(مثل متيل دوپا) باعث عدم انجام ارگاسم در زنان مي شوند.
آسيب ديسک بين مهره هاي کمري و ستون فقرات نيز روي ارگاسم زنان تأثير دارند.

تفکر اشتباه:

بعضی از زنان فکر می کنند كه زن بايد هميشه خود دار باشد ، و هـيـچ گـاه خود در مسائل زناشويي اقدام به كاري نكند.و هرگاه که همسرش به طرف او آمد رابطه را جنسی را انجام دهد و در هنگام رابطه نیز منفعل باشد و نظاره گر .

بـرخـي از زنان از ترس آنكه از طرف شوهر به شهوتراني متهم شوند از اظهار علاقه به روابط جنسي امتناع مي ورزند و ترجيح مي دهند براي هميشه هم خود و هم طرف خويش را از اين لذت محروم سـازنـد.

زنان باید باور کنند که آنها نیز حق لذت بردن از یک رابطه جنسی سالم با همسر خود را دارند.و باید در این فرآیند مشارکت داشته باشند. و حتی در هنگامی که احساس نیاز می کنند خود شروع کننده باشند .

در روابـط جـنـسي ، زن نبايد به هيچ وجه نقش مفعول [عنصر خونسرد و بي ميل ] رابازي كند.
هـمـان طـوري كه فعاليت مرد در تحريك زن سبب مي شود كه عكس العمل تحريكي خودش هم افـزوده گـردد بـه هـمـان طريق علاقه و فعاليت زن هم سبب مي شود كه علاقه و ميل شهواني خودش زيادتر شده ، براي انجام روابط زناشويي آماده گردد.

البته نبايد از زن انتظار داشت كه پيوسته در ابراز علاقه جنسي آغازگر باشد.
اين كه زن بايد به آميزش با شوهر علاقه مند باشد بدين معني است كه او پـس از رويكرد مرد به وي از تحريك شدن
خويش نهراسد و خود را به رغبت در اختيار وي قرار دهد.


كمرويي و حيا

كـمـرويـي و حـيـا عـامـل ديگر بي توجهي بانوان به مسائل جنسي است .
اين عامل در آغاز ممكن اسـت پـديـده اي طـبيعي و زودگذر باشد ولي هرگاه همراه با عواملي ديگر، در اخلاق زن باقي بماند، براي وي نوعي منش ثانوي ايجاد مي كند كه او را از همبستري با وجود ميل باطني گريزان مي سازد.
در اين حال ، ممكن است او از اخلاق خود رنج ببرد ولي نه به علت آن آگاه است و نـه شـيوه درمانش را مي داند.
تا آنجا كه رفته رفته زندگي سرد و نا شاد را بر دلبري و دلگرمي تـرجيح مي دهد و در اين راه چندان پيش مي رود كه گاهي مي پندارد نمي تواند رفتاري غيراز اين داشته باشد.
اگـر دخـتـري بـا ايـن فكر و عقيده پرورش يابد كه ارتباط جنسي ، عملي حيواني و باعث پستي مـنـزلـت انـسان و رفتاري غير اخلاقي است و يا به طور دايم به خاطر بيان احساسات و عواطفش مـلامت ونكوهش شود اين خيال باطل در ذهن او نقش مي بندد كه مسائل جنسي اصولا مبتذل و پوچ است .
مسلما اين تخيلات پس از ازدواج نيز بسهولت از بين نخواهد رفت .

تجربه بد در گذشته:

گروهی از زنان در گذشته تجربه بسیار بدی از ایجاد رابطه داشته اند که می تواند این مسئله به دست درازی لاس زدن خشونت تجاوز و یا رفتاری از طرف یک فرد باشد که با رضایت ایشان نبوده است این مسئله نیز می تواند در زندگی زناشویی فرد در آینده با عث سرد مزاجی زن شود.

نامناسب بودن شرایط و تاثیر عوامل محیطی :

معمولا در برقراري روابط زناشويي ، مردان در پيگيري خواسته خود بيشتر پافشاري دارند تا زنان .
بعلاوه وجود حيا در بانوان هميشه مانع از آن است كه آغازگر اين تمنا باشند.
آنها بمراتب بيشتر از مـردان بـه فراهم بودن موقعيت و زمينه ها مي انديشند و ترس از اموري دارند كه مردان بندرت بدانها فكرمي كنند.
اگـر زماني در زن تمايلي به برقراري رابطه زناشويي وجود داشته باشد، و زمينه ها فراهم نباشد، اين ميل دوام نمي يابد.
گـاهـي هـم ايـن بـي ميلي به سبب فراهم نبودن زمينه ها نيست بلكه به خاطر در نظر گرفتن عـواقب بعدي است .
براي مثال هرگاه دسترسي به آب براي انجام نظافت و طهارت ممكن نباشد پيش ازمرد، زن است كه از انجام آميزش خودداري مي كند و بدان اشتياقي نشان نمي دهد.
گـاهـي وجـود صـاحـبخانه يا ميهمان و افراد ديگر مشكلاتي فراهم مي آورد كه براي مرد ناديده انـگـاشـتـن آنـهـا امـري طـبـيـعـي است در حالي كه تصور وجود آنان ، براي بانوان ملال انگيز و دلسردكننده است .
مـوقـعـيـتهايي چون سفر، ايام بيماري ، ضعف جسمي ، خستگي و عواملي از اين قبيل براي بانوان جدا حايز اهميت است ، در حالي كه براي مردان چنين نيست .

تاثیر دلهره و اضطراب بر میل جنسی :
وجـود دلـهـره (به هر دليل كه باشد) ميل جنسي را در زنان بشدت كاهش مي دهد و چه بسا اين عـامـل درمـردان مانعي براي كاهش ميل جنسي نباشد.
در نظر آوريد كه در خانه اي حمام يا آب گـرم وجـودنداشته و انجام نظافت و طهارت به خبر كردن صاحبخانه نيازمند باشد. در اين حال تـمـايـل بـه برقراري آميزش چندان وجود ندارد.
بعكس هرگاه در اتاق استراحت ، حمام كوچكي وجـود داشـته باشد كه بتوان نظافت كرد، طبيعتا اشتياق به آميزش (حتي اگر ميل قبلي نباشد) ممكن است به وجود آيد.

همچنین ترس از بارداری و محیط نامناسب و .. برای زن نا امنی و دلهره به همراه می آورد .

نقش تغذیه در رابطه جنسی :
تغذيه ناكافي از عواملي است كه در تحليل بردن قواي جنسي نقشي بسيار مؤثردارد.
گاهي انسان به چيزي بي ميل نيست ولي براي رو كردن بدان و بهره مند شدن از آن در خود تواني نمي بيند.
اين در حالي است كه اشتياق به همبستري بدون تغذيه صحيح ( كافي ) ميسر نـيست .
اگر تغذيه زن مناسب نباشد انتظار كشش جنسي بيهوده است .

آیا تا کنون با همسر خود در رابطه با ارضاء نشدن خود صحبت کرده اید؟

ازدواج ارتـبـاط بسيار پيچيده اي است كه براي نيل به نتيجه مطلوب آن بايدهماهنگي و تطابق در تـمـام شـؤون آن حكمفرما باشد، بخصوص در هم آغوشي .
زنان می توانند با توجه به توانایی درک همسرش او را در رابطه با کاملا ارضاء نشدن خود آگاه سازند .

افزایش زمان معاشقه ابراز احساسات بصورت کلامی در حین رابطه آگاه ساختن همسر در حین نزدیکی از مرحله لذت خود و تعیین زمان دخول می تواند بسیار کمک کننده باشد .
>
نشانه های ارضاء شدن در زنان:

كـيـفـيـت ارضـاي غـريـزه جنسي در زنان تقريبا متفاوت است ، ولي به طور كلي دو امر گوياي ارضاي جنسي آنان است :

۱. به طور طبيعي همان كيفيتي كه در حال انزال ، به مرد دست مي دهد بايد براي زن نيز پيش آيد و عـلامـت آن ((احـسـاس مـوجهاي پياپي در سراسر بدن و ضربان و تپش بي اختيار يا انقباض در ناحيه تناسلي )) است . اما نبايد فراموش كرد كه اوج گيري و تحريك و نيز طغيان و ارضا در زن بـه كـندي صورت مي گيرد و خيلي براحتي فرومي نشيند و پس از عمل نيز به سكوت و سكون بيشتري نيازمنداست .
۲. تمايل به روابط مجدد همين كه زني به ارتباط زناشويي رغبت نشان دهد گواه آن است كه مفهوم لذت زناشويي را لااقل تا حدودي دريافته است ، چنانكه بي ميلي چه بسا به سبب آن است كه لذت آن را درك نكرده است .

چگونه رابطه جنسی را آغاز کنیم و چگونه ادامه دهیم؟

لذت نبردن از همبستري از عواملي است كه زنان را نسبت به برقراري روابـط جنسي دلسرد و چه بسا بيزار مي سازد و بر مرد است كه پس از آشنايي خود به وظيفه ، او را همراه خويش سازد و نمونه طعمي را كه خود مي چشد به وي بچشاند.
پـيـوسـتـه بـايـد به ياد داشت كه فراهم نبودن زمينه و موقعيت ، از مهمترين عـواملي است كه روابط زناشويي را به سردي مي كشاند و آن قدر كه بر طرف كردن اين عوامل در بـهـبود روابط زن و مرد تاءثير دارد عوامل ديگر مؤثر نيست و تهديد يا نصيحت نيز كارساز نخواهد بـود.
مـطـمئن باشيدكه با فراهم بودن زمينه و نبود عوامل بازدارنده ، هيچ مشكلي فرا روي شما خودنمايي نخواهد كرد.
چگونه بايد زن را براي برقراري معاشرت آماده ساخت ؟

بيشتر زنان به سبب سرشت خود دير تحريك مي شوند و نيز دير به اوج لذت جنسي مي رسند.بنابراين آميزشهاي منقطع (با انزال سريع از سوي مرد) براي اغلب آنان رنج آور ودلسرد كننده است .
مرد باید انجام مقدمات آميزش را تا آنجا ادامه دهد كه زن به اوج تحريك جنسي برسد و به همبستري تمايل يابد.
بعلاوه طولاني كردن معاشقه پس از مقاربت ، در صـورتـي كـه بـراي سيراب كردن زن و رضايت جنسي اوباشد، نه تنها اشكال ندارد بلكه ضروري اسـت .
مـقـاربت عجولانه و با انزال سريع امري نكوهيده است .

تمايل روحي در زن وجود دارد اما تا تحريك بدني صورت نپذيرد در عمل رغبتي از خود نشان نمي دهد و وظيفه شوهر است كه وي را در اين حال كمك كند و ميل جنسي را در نهادش بيدار سازد.
در حـقـيـقت نشان ندادن تمايل نه بدان سبب است كه زن اشتياقي به روابط همسري ندارد بلكه به اقتضاي طبيعت خويش (عفت ) كه وديعه الهي است ، علاقه خود را بدين عمل اظهار نمي دارد.
مرحله آميزش مانند كوهي است كه مرد چون داراي قدرت بيشتري است زود به قـلـه كـوه مـي رسد.(يعني مرد زودتر آماده آميزش مي شود.) در حالي كه زن هنوز به اواسط كوه نـرسيده است (زيرا زن ديرتر آماده مي شود).
همچنين در پايين آمدن ، مرد يكدفعه پايين مي آيد و زن پله پله ، و اين وظيفه مرد است كه دست همسر خود را بگيرد تا با هم بالا و پايين روند و از غريزه جنسي يكديگربرخوردار شوند .
يك كارشناس امور جنسي مي نويسد: بـر خـلاف مـردها كه نقاط قابل تحريك جنسي آنها در قسمتهاي بخصوص ، محدود مي باشد، در زنهااين نقاط منتشر و وسيع است .
در تحت شرايط روحي مخصوص ، لمس هر ناحيه از بدن ممكن اسـت بـه وجـد آورنـده تـحريك جنسي شود …
تحريك اين نواحي سبب ظهور و بروز ميل جنسي شـديـدي خـواهـد شـد.
در اوايل ازدواج زنها معمولا نسبت به تحريك عمومي بدن بيشتر حساس هـسـتـنـد تـا به تحريك مستقيم دستگاه تناسلي ، ولي پس از اينكه خجلت و كمرويي طبيعي زن بـتدريج زايل گرديدآن وقت است كه تحريك مستقيم براي او لذتبخش تر خواهد بود…
ولي بايد دقـت كـرد كه اين گونه تماسها خيلي به آرامي و با مهارت انجام گيرد.
اينكه بسياري از مردان در انـجـام اعـمـال زنـاشويي ازهمسر خود اظهار نارضايتي مي كنند گاهي بدين علت است كه آنها مـعمولا برقراري روابط زناشويي رابه تندي آغاز مي نمايند.
در حالي كه به طور معمول تحريكهاي يكباره سبب مقاومت و نارضايتي دربانوان مي شود و آنهارااز همراهي و لذت خواهي دور مي سازد.
بـهـتـريـن روش آن اسـت كه انجام روابط بسيار آرام و تدريجي آغاز گردد.
آنگاه كه مرد تصميم قـطـعي خود به برقراري روابط زناشويي را از همان آغاز با همسرش در ميان گذارد، كمترين بي ميلي در زن به مقاومت عجيبي تبديل مي شود كه بساني به انعطاف نمي انجامد. در حالي كه اگر ايـن تـصـمـيـم اظـهـار نـشـود و بـا مـهارت و دلجويي ، كار دنبال گرددنتيجه مطلوب تر عايد مي شود .

درمان:
در نوع اوليه:

آشنايي بيمار در مورد ساختمان و وظايف بدن خود و نيز کاهش هيجانات، صبر و شکيبايي ضروري مي باشد و همچنين چندين جلسه مشاوره و دادن آگاهيهاي لازم به بيمار لازم است.
در نوع ثانويه:

آموزشهاي لازم به يمار و همسر وي داده مي شود.
در نوع اکتسابي:

اگر علت بيماري آسيب به عضوي باشد، آن عضو درمان شده و اگر علت دارويي دارد با مشورت پزشک معالج تغيير دارو داده شود.

۱۳۸۹ بهمن ۱۱, دوشنبه

خدعه ي عشق! یادداشتی بر فیلم سینما پارادیزو

عشق حقيقي استثنايي است كه در هر قرن تقريبا دو يا سه بار رخ مي دهد. بقيه اوقات صرف خودخواهي و يا ملال مي شود.( آلبركامو )
خدعه ي عشق!*
غالباً در توصيف سينما پاراديزو گويند: ((فيلمي است درباره سينما)). اما سينما پاراديزو پيش از آنكه فيلمي درباره سينما باشد، فيلمي است درباره ي عشق! عشقي كه گاه در رابطه ي يك پسر بچه با پيرمرد آپاراتچي تجلي مي يابد، لحظه اي در ارتباط با مكاني به وسعت يك سينما ، و يا در وفاداري يك مادر به همسر و فرزندانش و گاه در رابطه با جنس مخالف.
فيلم با يك فلاش بك آغاز مي شود. كارگردان مشهور،سالواتوره (ژاك پرن) خبر مرگ آلفردوي آپاراتچي را دريافت مي كند و با اين خبر به دوران كودكي خويش پرتاب مي شود.



سالواتوره ي كوچك كه او را ((توتو)) (با بازي سالواتوره كاشو) صدا مي زنند، ديوانه وار عاشق سينماست.پاتوغ هر روزه ي او آپاراتخانه ي سينما پاراديزوست و دوست هميشگي او آپاراتچي سينما،آلفردو (با بازي به يادماندني فيليپ نوآره).
سينما پاراديزو مملو از تماشاچي است.تماشاچياني كه با ديدن آدم هاي متحرك بر روي پرده به وجد مي آيند و غوغايي بر پا مي كنند.
صحنه هاي ابتدايي فيلم به شدت نوستالژيك است ،اما نه براي ما.براي ما كه از وقتي خودمان را شناختيم پدرانمان دستمان را گرفتند و ما را با سينما آشنا كردند، آن صحنه ها شايد جالب و تماشايي و به يادماندني باشد، اما هيچ خاطره اي را در ما زنده نمي كند.
در عوض اين صحنه ها براي پدران ما به شدت خاطره انگيز است.آنها كه براي ديدن يك فيلم مسافت هاي طولاني را پياده گز مي كردند و يك قران،دو زار پول توجيبي شان را خرج سينما مي كردند و وقتي كه به خانه مي رسيدند يك كتك مفصل نوش جان مي كردند و ما چه نسل خوشبختي بوده ايم كه نه تنها كتك به ما نزده اند، بلكه پس از خروج از سينما با يك ساندويچ، كيفمان را تكميل كرده اند.
در اين لحظات فرصتي دست مي دهد تا تورناتوره به مقوله ي سانسور در سينما نيز اشاره كند. كشيشي زنگوله به دست وظيفه خطير! حذف صحنه هاي رمانتيك فيلم را بر عهده دارد اين در حالي است كه خود آشكارا از تماشاي چنين صحنه هايي به وجد مي آيد .



سكانس هاي آغازين سينما پاراديزو در واقع حديث نفس تورناتوره (كه نويسنده ي فيلمنامه ي فيلم نيز هست ) تلقي مي شود. تورناتوره در جايي اشاره مي كند كه : (( من يك سينماگر خودآموخته هستم. شكل گيري علاقه به سينما در من،از تماشاي نامحدود فيلم در سينما شروع شد.باري نزديك شدنم به سينما بيشتر نتيجه ي ميل به دانستن بود.))
سينما پاراديزو اداي ديني به تاريخ سينما نيز هست. تورناتوره نه تنها مجموعه اي درخشان از فيلمهاي تاريخ سينما ، از در اعماق ژان رنوار گرفته تا زمين مي لرزد لوكينو ويسكونتي و يا دكتر جكيل و آقاي هايد ويكتور فلمينگ و ... را در فيلمش گنجانده است، بلكه در سكانس درخشان دوچرخه سواري مشترك آلفردو و توتو،از زبان آلفردو ،پدر توتو را همچون كلارك گيبل افسانه اي ترسيم مي كند و همين زمينه اي مي شود تا در سكانس اعلان خبر مرگ پدر، توجه توتو به پوستر فيلم بر بادرفته و مشخصاً كلارك گيبل جلب شود و لبخندي موزيانه بر لبانش نقش بندد.


در ادامه فيلم، سالهاي جواني سالواتوره را به تصوير مي كشد.حال سالواتوره (ماركو لئوناردي) جواني خوش سيما شده است و با يك دوربين هشت ميليمتري كه براخودش دست و پا كرده ، به اولين تجربه هاي فيلمبرداري خود مي پردازد.
تجريباتي كه مجددا يادآور تجربيات شخصي تورناتوره است : ((تصاوير را مي قاپيدم.از وقتي دوربين خريدم،تا هجده نوزده سالگي، فكر مي كنم هفت روز هفته دوربين را روي دوشم مي انداختم و از همه چيز فيلم مي گرفتم. از اعتصاب كارگران ساختمان گرفته تا گردهمايي دانش آموزان در حياط يك مدرسه.))
در يكي از اين تجربيات دختري درست در وسط قاب تصوير توتو مي ايستد. سالواتوره به فيلمبرداري از او ادامه مي دهد.دخترك تقريبا شانزده ساله است و چهره اي شيرين و ساده و چشماني آبي دارد.سالواتوره با دوربينش،بي اراده حركت هاي دخترك را دنبال مي كند.
دختر از كنار سالواتوره مي گذرد و لحظه اي به او نگاه مي كند،گويي سعي مي كند دريابد كه سالواتوره آن وسيله ي عجيب و غريبش را به كدام سو نشانه رفته است.سالواتوره با شيفتگي لبخند مي زند.
آري،سالواتوره به همين راحتي عاشق مي شود .سينمايي كه تمام عشق سالواتوره است، اينك يك عشق ديگر نيز به او هديه مي كند..


يكي از صحنه هاي به ياد ماندني فيلم،صحنه اي است كه الفردوي نابينا در كنار سالواتوره نشسته است و سالواتوره در سكوت به تماشاي فيلم هايي كه از النا گرفته است نشسته است.
در اين صحنه آلفردو كه حالا پس از آتش سوزي سينما نابينا شده است، پي به وجود عشق توتو مي برد و از آن پس تلاش خستگي ناپذيرش را براي به سرانجام نرسيدن اين عشق انجام مي دهد.در حالي كه توتو و النا رومانتيك ترين صحنه هاي تاريخ سينما را خلق مي كنند، آلفردو نيز مشغول تدارك تلخ ترين هجران و جدايي تاريخ سينماست.
حال سوال اين است كه آيا به واقع آلفردو در حق توتو يا همان سالواتوره، خيانت كرد يا خدمت؟
شايد در نگاه اول اين حركت وي به خيانت تعبير شود. ولي حقيقت چيست؟
قرنهاست (شايد از آغاز حلقت) كه واژه ي عشق در هر ادبيات و ميان هر قومي تقديس مي شود و هر عاشقي وصل معشوق را مي طلبد و در رويايش با او به كمال مي رسد.
اما گر نيك بنگري در ميابي عشق حقيقي و معشوق جاوداني مدتهاست كه افسانه ي بيهوده ي گمراهان است. كدام عشق است كه به نتيجه برسد و فنا نشود؟ رومن گاري مي گويد: ((همين كه يك عشق به نتيجه مي رسد معني اش اين است كه كلكش كنده شده است. ))
كما اينكه تورناتوره از زبان آلفردو، تلويحاً اشاره مي كند كه (( هر آتشي خاكستر ميشه! حتي عميق ترين عشق ها هم دير يا زود به آخر مي رسن و بعد عشق هاي ديگه اي ظاهر مي شن؛عشق هاي بيشمار!))
و اگر از اين منظر به عملكرد آلفردو بنگري در ميابي كه او نه تنها عشق توتو را جاودان ساخته است،بلكه با عملش وي را بسوي آينده اي درخشان، كه سينما برايش رقم مي زند رهنمون مي سازد.
سينما پاراديزو سرشار از سكانس هاي دل انگيز است، ولي تاثر برانگيز ترين آنها سكانس فروريختن سينما و نابودي هميشگي آن است. صحنه اي كه قطع مي شود به چهره ي النا و نابودي دروني وي را به نمايش مي گذارد.
سينما پاراديزو ويران مي شود چرا كه تلويزيون و ويدئو سينما را از سكه انداخته اند و اينك پاركينگ! بيش از سينما به كار آدمها مي آيد. در سكانس از فيلم وقتي كه توتو اندر باب تلوزيون و امتيازاتش سخن مي گويد، آلفردو با اين جملات نفرتش از تلوزيون را آشكار مي سازد : ((ازش خوشم نميياد. يه چيزيش بو ميده!)) و اين مساله براي ما كه نسل تلوزيون و ويدئو و سي دي و دي وي دي قلمداد مي شويم ، بيش از هر چيز آزاردهنده است .ما كه لذت تماشاي فيلم بر پرده ي نقره اي را از كف داده ايم و دلمان را به صفحه ي بي بو و خاصيت و خالي از شور و هيجان تلوزيون هايمان خوش كرده ايم.
ما كي و كجا آن لذتي كه توتوي كوچك از تماشاي شعاع هاي نور خارج شده از ميان شير غران آپاراتخانه نصيبش مي شود را لمس كرده ايم؟
نمي توان از سينما پاراديزو ياد كرد و از موسيقي معركه اش هيچ نگفت. هر جا كه فيلم از نفس مي افتد اين موسيقي است كه جان دوباره اي در كالبد فيلم مي دمد و فيلم را حيات دوباره اي مي بخشد. انيو موريكونه آهنگساز برجسته ي ايتاليايي كه چندي پيش جايزه ي افتخاري آكادمي اسكار را تصاحب كرد و ساخت موسيقي فيلمهايي نظير خوب، بد و زشت،به خاطرچند مشت دلاروروزی روزگاری غرب و ... را در كارنامه دارد در اين فيلم به كمك پسرش آندره آ موريكونه موفق مي شود، فضاي نوستالژيك و عاشقانه فيلم را تاثيرگذارتر ارائه نمايد.



سكانس پاياني فيلم نيز در سينما مي گذرد. جايي كه سالواتوره به تماشاي تكه هاي بريده شده از صحنه هاي عاشقانه ي فيلمهايي كه آلفردو سالها پيش براي او به امانت گذاشته است،نشسته است. فصلي از سينما در چند تكه فيلم چند ثانيه اي،خلاصه شده است:رژه اي عجيب،تاثيرگذار و حسرت بر انگيز. فصلي كه علاوه بر تاكيد بر پوچ بودن نقش سانسور در سينما ، به نوعي القا كننده اين حقيقت است كه سينما خود خود عشق است. جايي است كه مي تواني ناب ترين و در عين حال بي رياترين عشق هاي عالم را تجربه كني و در عين حال گدايي عشق نيز پيشه نكني.
در اين هنگام صداي آلفردو همچنان در گوش طنين انداز است :آه! عشق...عشق... چه رازي است اين عشق!


* عنوان مطلب : نام نمايشنامه اي از يوهان فردريش فن شيللر، ترجمه ي يوسف اعتصامي

در صورتیکه مایل به دانلود فیلم سینما پارادیزو اثر بینظیر و به یاد ماندنی جوزپه تورناتوره که در یک سال هر دو جایزه بزرگ سینمایی کن و اسکار را برد ، هستید از طریق لینک زیر اقدام فرمایید
لینک دانلود



۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

یه دنیا خاطره ( همره با عکس ) که به شدت کودکان دیروز و پدر مادر های امروز از دیدنشون خوشحال میشن

یه دنیا خاطره !
20 عکس

( حتما این مطلب را به پدر و مادر های خودتون نشون بدین

شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.
شما یادتون نمیاد، آخر همه فیلم ویدئو‌ها شو ضبط میکردن.
شما یادتون نمی یاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید 1 ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.

شما یادتون نمیاد، کیک می خریدیم پونزه زار. کاغذ زیرش رو هم می جویدم!


شما یادتون نمیاد آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!


شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.


شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.


شما یادتون نمیاد ، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !


44456_109092022480395_100001387940488_78347_2746042_n
بهترین بازی آن دوران آتاری و همین هواپیما بود

شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!
شما یادتون نمیاد اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا؟

شما یادتون نمیاد، این چیه این چی چیه؟ کفش نهرین بچه ها, شما هم میخواین؟ بـــــله..


شما یادتون نمیاد سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شک…ر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.


کانادادرای که دیگر طعمش را در هیچ نوشابه ای نچشیدیم

شما یادتون نمیاد: ستاره آی ستاره پولک ابر پاره، به من بگو وقتی که خواب نبودی بابامو تو ندیدی؟


دیدمش از اونجا رفت اون بالا بالاها رفت بالا پیش خدا رفت


خدا که مهربونه پیش بابام میمونه
گریه نمیکنم من که شاد نباشه دشمن


شما یادتون نمیاد چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد 4 تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.
40830_1170569362521_1776617834_318619_7415294_n
سریال پدر سالار اکبر خواجوئی هم جزر بهترین های آن روزگار بود
شما یادتون نمیاد، همیشه کفش پاشنه بلندای مامانمونو می پوشیدیم و احساس بزرگی بهمون دست میداد.

شما یادتون نمیاد چکمه پلاستیکی که مامانا از کفش ملی میخریدند پامون میکردند.

41284_105893076138902_100001546307544_46106_7214092_n
برنامه دیدنیها که از شبکه 2 پخش میشد
شما یادتون نمیاد… فیلم ویدئو که یواشکی زیرپیرهنمون قایم می کردیم؛بعدم می گفتیم کیفیتش آینه س!
46639_148407308527274_100000740176862_292121_68008_n
اگهی تبلیغاتی زانتیا .... ببخشید ژیان آن روزها
شما یادتون نمیاد…جنازه از ویدئو راحت تر جا به جا می شد!
شما یادتون نمیاد شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.
شما یادتون نمیاد…تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!


شما یادتون نمیاد که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید تموم داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.

شما یادتون نمیاد،انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا…
.بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…


شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.

شما یادتون نمیاد به زور می بردنموم نماز،ما هم برای اینکه نریم می رفتیم تو دستشویی ها قایم می شدیم!

شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!

سریال قصه های مجید ساخته کیومرٍ پور احمد هم جزو خاطرات کودکان دیروز و والدین امروز است
شما یادتون نمیاد, سریال روزی روزگاری که پخش میشد تیکه کلام رایج بین مردم شده بود “التماس نکن”

شما یادتون نمیاد، تو بلفی و لیلیبیت.. عمو دکتره همیشه مست و پاتیل بود! دماغش همیشه قرمز بود و بطری مشـ.روبـش دستش!

57944_433370054188_712584188_4729737_7268562_n
تصاویر از کارتون های آن دوران

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون.

شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی.

شما یادتون نمیاد آتروپات رو که گرم میکرد.
شما یادتون نمیاد ولی سر كلاس انشاء كه میشد اگه نوشته بودیم دل تو دلمون نبود معلم صدا بزنه ولی اگه ننوشته بودیم زنگ استراحت دل درد میگرفتیم!

شما یادتون نمیاد یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.
45912_1489056540521_1057185346_31452914_511088_n

شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!
شما یادتون نمیاد دبستان كه بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می كرد.

47386_158105790866954_100000026037027_544635_1680058_n
شما یادتون نمیاد، دبستان بودیم اول کتاب فارسی نوشته بود امید من به شما دبستانی هاست! رفتیم دبیرستان دوباره اول کتاب فارسی نوشته بود امید من به شما دبیرستانی هاست – خدا رحمتت کنه اما بالاخره امیدت به کی بود!؟؟
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم همیشه وقتی دامن می پوشیدیم .. مامان مرتب تذکر می داد درست بشین دختر!!
58770_1490585437241_1612151699_1198454_7895802_n
نماهایی از سریال محبوب آن روزها بازهم مدرسه م دیر شد با بازی اکبر عبدی
شما یادتون نمیاد! روی فیلمای عروسی، موقعی که دوماد داشت حلقه رو توی انگشت عروس می کرد؛ آهنگ یه حلقه طلایی معین و می ذاشتن.
شما یادتون نمیاد:قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..
شما یادتون نمیاد تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.
58626_105888179472725_100001546307544_46073_2899253_n
گوینده گان خبر آن روزها

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

59006_112331358825484_100001458617932_92907_6195160_n
روز جلد دفتر دولتی
شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی…
شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ
شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد.

سریال اوشین ( سالها دور از خانه ) آن روزها همه را جلوی تلویزیون میخکوب میکرد

شما یادتون نمیاد ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد
الان که نگاه میکنم و نقبی به گذشته میزنم میبینم هرچند دنیای ما این رنگارنگی را نداشت هرچند که برای یک فیلم دیدن باید زحمت یک قاچاقچی را میکشیدیم و با کلی ترس و لرز یک دستگاه ویدئو را حمل میکردیم ، با اینکه اصلا بازی های ویدئویی آن زمان مقل امروز نبود اما خیلی به هم نزدیک بودیم و از زندگی لذت زیادی میبریم . کجایند آن روزها و چرا دیگر نمی

۱۳۸۹ دی ۱۰, جمعه

به چه می خندی !؟for love


به چه می خندی !؟

گروه اينترنتي iranin_modern | خفن ترین عکس و کلیپ موبایل بهترین و نایاب ترین مطالب بزرگترین آرشیو عکس و جوک و اس ام اس خنده دار و عاشقانه

به چه می خندی !؟
به چه چیز!؟
به شكست دل من
یا به پیروزی خویش !؟
به چه می خندی...!؟
......به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد!؟
یا به افسونگری چشمانت
كه مرا سوخت و خاكستر كرد...!؟
به چه می خندی !؟
به دل ساده ی من می خندی
كه دگر تا به ابد نیز به فكر خود نیست !؟
یا به جفایت كه مرا زیر غرورت له كرد !؟
به چه می خندی !؟
به هم آغوشی من با غم ها
یا به ........
خنده داراست
بخند


۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

دوخط موازی



دوخط موازی

سر کلاس ریاضی نشسته بودیم بابچه ها گرم صحبت بودیم

که استاد در زد و وارد کلاس شد او گفت:

درس امروز ما در رابطه با خط های موازی است.

سپس پس از نوشتن به نام خدا روی تخته آن دو خط را رسم کرد

در فکر فرو رفتم و محو تماشای دوخط شده بودم

خط بالایی با یک نگاه زیرکانه به خط پایینی نگاهی انداخت

و در یک لحظه عاشق خط پایینی شد

خط پایینی هم با تبسمی پاسخ نگاه خط بالایی راداد

درافکارخودم غرق شده بودم وای خدایا یعنی خط هاهم عاشق میشوند؟

درهمین خیال بودم که ناگهان با یک صدا از جا پریدم و از همه چیز بیزار شدم

چون دلم سوخت آخه معلم خیلی قاطع به خاطر درس خودش گفت:

این دو خط هیچ گاه به هم نمیرسند.

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

بزرگترین گروه ایرانی در یاهو